تبليغاتX
بفرما تو دم در بده!

"" .... "" .... "" .... "" .... "" .... "" .... "" .... ""
به علت پايين بودن سن شما از گفتن اين جک معذوريم

--------------------------------------------------------------------

ازت متنفرم ! .

.

.

.

.

.

 چيه؟ اين پايين دنبال چيزي ميگردي؟

--------------------------------------------------------------------

مي خواستم شمعي باشم تا اخر عمر برات بسوزم... ولي نامرد اديسون برق رو اختراع کرد

--------------------------------------------------------------------

بي معرفت شدي .
محل نمي ذاري .
اس ام اس نمي دي .
خودت رو واسه من مي گيري .
اين همه بي محلي واسه چي ؟؟
حالا خوبه كه فقط عكست رو چي توز هستش ...

--------------------------------------------------------------------

نگاهت همچون باران است و قلبم همچون کوير...
و مي داني که کوير بدون باران زنده است...
پس برو بمير
!

--------------------------------------------------------------------

زن بايد 3 خصيصه داشته باشه :
1:نجيب باشه يعنی به جيب شوهرش کاری نداشته باشه
2:خانه دار باشه يعنی از خودش خانه داشته باشه
3: مثل ماه باشه يعنی شب بياد خونه صبح بره سرکار

--------------------------------------------------------------------

يه دايناسور پسر مي فهمه دايناسور دختر همسايه تنهاست ميره در خونشون ميگه

درو باز کن دختره ميگه نه دوباره ميگه ميگم باز کن دختره ميگه نه بعد پسره

ميگه همين کارا رو کردي نسلمون منقرض شد

--------------------------------------------------------------------

 روي يك برگ نوشتم دوستت دارم ولي تو مثل بز خورديش

--------------------------------------------------------------------

يرازب راك رس ور يكي ه د يم ل اح ردقچ(زياد به مغزت فشار نیاربرعكس بخونش)

--------------------------------------------------------------------

غضنفر ميره رستوران، گارسون ميخواد بزارتش سر كار ميگه: غذاي امروز «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با «ليمو» است! غضنفر ميگه : «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با چي؟!

--------------------------------------------------------------------

اگر آسمون بيفته. اگر زمين بلرزه. اگر خورشيد سياه شه. اگر ماه به دو نيم شه. اگر دريا صحرا شه. . . . . . . . بدبخت داره قيامت ميشه. نشستي  اس ام اس مي خوني!!؟

--------------------------------------------------------------------

ميدوني به يه دختر خوش گل كه لباس خواب پوشيده چي ميگن؟ميگن: شب بخير!

--------------------------------------------------------------------

بابا نوئل بهم گفت بين گل و گلدون يکيو انتخاب کنم...منم گلدون رو گرفتم تا تورو توش بذارم.... . . . . . . . . آخه تو بهترين کود دامي دنيايي

 

+ نوشته شده توسط m در جمعه سی ام آذر 1386 و ساعت 22:1 |

اول از همه عیدتون مبارک.....

 

سر جلسه خواستگاري... بعد از نيم ساعت سكوت!


مادر داماد: ببخشين، كبريت دارين؟


خانواده عروس: كبريت؟! كبريت براي چي؟!


مادر داماد: والا پسرم مي خواست سيگار بكشه...


خانواده عروس: پس داماد سيگاريه...؟!


مادر داماد: سيگاري كه نه... والا مشروب خورده، بعد از مشروب سيگار مي‌چسبه...


خانواده عروس: پس الكلي هم هست...؟!


مادر داماد: الكلي كه نه... والا قمار بازي كرد، باخت! ما هم مشروب داديم بهش كه يادش بره...


خانواده عروس: پس قمارم بازي مي‌كنه...؟!


مادر داماد: آره... دوستاش توي زندان بهش ياد دادن...


خانواده عروس: پس زندانم بوده...؟!


مادر داماد: زندان كه نه... والا معتاد بوده، گرفتنش يه كمي بازداشتش كردن...


خانواده عروس: پس معتادم بوده...؟!


مادر داماد: آره... معتاد بود، بعد زنش لوش داد...


خانواده عروس: زنش؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!


نتيجه اخلاقي: هميشه موقع خواستگاري رفتن كبريت همراهتون داشته باشين

+ نوشته شده توسط m در جمعه سی ام آذر 1386 و ساعت 12:53 |

 

عمرتون ۱۰۰ شب یلدا   دلتون قد یه دریا

                                             توی این شبای سرما   یادتون همیشه با ما                          

 

     

روی گلت .

           به سرخی انار

                                شبهات به شیرینیه هندوانه

                                                                     خنده هایت مانند پسته

 

                                                                                     و عمرت به بلنداي يلدااااااااااااااااااااا

                                               يلدات مبارك 

 

+ نوشته شده توسط .•´* `•\/\/•´*`•. در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 و ساعت 18:52 |

سلام. شرمنده  از همه دوستان بخصوص "ساکن شهر عشق" از این بابت که فرصت نمی کنیم شما رو از بروز شدن وبلاگ با خبر کنیم عذر می خواهیم.

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط m در جمعه بیست و سوم آذر 1386 و ساعت 11:5 |

 

و خدا خر را آفريد

 و به او گفت : و تو يك خر خواهي بود. و مثل یک خر کار خواهی کرد و بار خواهی برد، از زمانی که تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی که تاریکی شب سرمی رسد. و همواره بر پشت تو باری سنگین خواهد بود. و تو علف خواهی خورد و از عقل بی بهره خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی کرد.

خر به خداوند پاسخ داد: خداوندا! من می خواهم خر باشم، اما پنجاه سال برای خری همچون من عمری طولانی است. پس کاری کن فقط بیست سال زندگی کنم. و خداوند آرزوی خر را برآورده کرد.

و خدا سگ را آفرید

و به او گفت: تو نگهبان خانه انسان خواهی بود و بهترین دوست و وفادارترین یار انسان خواهی شد. تو غذایی را که به تو می دهند خواهی خورد و سی سال زندگی خواهی کرد. تو یک سگ خواهی بود.
سگ به خداوند پاسخ داد: خداوندا! سی سال زندگی عمری طولانی است. کاری کن من فقط پانزده سال عمر کنم.
و خداوند آرزوی سگ را برآورد.

و خدا میمون را آفرید

و به او گفت: تو یک میمون خواهی بود. از این شاخه به آن شاخه خواهی پرید و برای سرگرم کردن دیگران کارهای جالب انجام خواهی داد و بیست سال عمر خواهی کرد.
میمون به خداوند پاسخ داد: بیست سال عمری طولانی است، من می خواهم ده سال عمر کنم.
و خداوند آرزوی میمون را برآورده کرد.

و سرانجام خداوند انسان را آفرید

و به او گفت: تو انسان هستی. تنها مخلوق هوشمند روی تمام سطح کره زمین. تو می توانی از هوش خودت استفاده کنی و سروری همه موجودات را برعهده بگیری و بر تمام جهان تسلط داشته باشی. و تو بیست سال عمر خواهی کرد.
انسان گفت: سرورم! من دوست دارم انسان باشم، اما بیست سال مدت کمی برای زندگی است. آن سی سالی که خرنخواست زندگی کند و آن پانزده سالی که سگ نخواست زندگی کند و آن ده سالی که میمون نخواست زندگی کند، به من بده.
و خداوند آرزوی انسان را برآورده کرد.

و از آن زمان تا کنون

انسان بیست سال مثل انسان زندگی می کند.....
و پس از آن، سی سال مثل
خر زندگی می کند، ازدواج می کند و مثل خر کار می کند و مثل خر بار می برد...
و پس از اینکه فرزندانش بزرگ شدند،
پانزده سال مثل سگ از خانه ای که در آن زندگی می کند، نگهبانی می دهد و هرچه به او بدهند می خورد.
و وقتی پیر شد،
ده سال مثل میمون زندگی می کند، از خانه این پسر به خانه آن دختر می رود و سعی می کند مثل میمون نوه هایش را سرگرم کند.

و این بود همان زندگی که انسان از خدا خواست.

+ نوشته شده توسط .•´* `•\/\/•´*`•. در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 و ساعت 18:4 |

تو نظرسنجيمون شركت كنيد تا بازهم طبق نظر شما براتون مطلب بگذاريم خُب. اين هم چندتا اس ام اس آف عشقولانه طبق نظر سنجي......

 

در عزاي عشق نشسته ام و هيچ نمي گويم همه گويند كه ... هي !! فلاني عاشق است ؟؟؟

   -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

گر چه از دوری این فاصله ها مأ یوسم از همین فاصله دور تو را می بوسم.................

   -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

10 شاخه گل برات مي فرستم ...9 تا طبيعي ولي دهمي مصنوعي كه كارت هم ميزنم بهش ، كه روش نوشته ..تا وقتي كه آخرين گل پژمرده بشه دوست دارم

   -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

کاش در دنيا 3واژه وجود نداشت:..غرور.....عشق.......دروغ..، که آدم از روی غرور در مورده عشق دروغ بگه.

   -+-+-+-+-+-+-+-+-+-


گر خدا كفيل رزق است غصه چرا


اگر رزق تقسيم شده است حرص چرا


اگر دنيا فريبنده است اعتماد به آن چرا


اگر بهشت حق است تظاهر به ايمان چرا


اگر قبر حق است ساختمانهاي مجلل چرا


اگر جهنم حق است اين همه ناحق چرا


اگر حساب حق است جمع مال چرا


اگر قيامتي هست خيانت چرا؟؟؟

   -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

تو اون فرشته اي که وقتي در فصل بهار قدم ميزني برگ درختان انتظار پاييز را ميکشند تا به جاي پاهايت بوسه بزنند

   -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

امشب هوا باراني است. امشب هوا باراني است و من گريه نمي كنم. امشب هوا باراني است و من نه من امشب مي گريم. شايد دل گرفته ام،همچو ابر بارني گشايشي از گريه شبانه بگيرد. شايد اشكهايم در ميان قطرات باران گم شود. باران اشكهايم را مي شويد. شايد هيچكس نفهمد كه من گريسته ام. اما نه تو حتماًمي فهمي. فردا كه ببينمت، صفاي آسمان بهاري دلم را خواهي ديد و به نمناكي هواي دلم پي خواهي برد...

   -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

 

می دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه ؟ لبخندي که بي اراده رو لبهاي يک عاشق نقش مي بنده تا در نهايت سکوت فرياد بزنه : دوستت دارم

   -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

ما نمی تونیم به دلمون یاد بدیم که نشکنه ولی می تونیم بهش یاد بدیم که اگه شکست لبه تیزش دست اونی که  شکسته تش رو  نبره

   -+-+-+-+-+-+-+-+-+-

خیلی ها نفرین میکنن ... تلافی میکنن... اما نه ... نفرین من ... الهی اونی که دوستش داری تنهات نذاره ... تلافی من .... میرم تا به اون برسی ... سره راهت نباشم ... راستی ... قد من دوست داره ...؟

 

+ نوشته شده توسط m در شنبه هفدهم آذر 1386 و ساعت 20:47 |

نامه اي به پدر!

پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب ديد که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چيز جمع و جور شده. يک پاکت هم به روي بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر». با بدترين پيش داوري هاي ذهني پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند: پدر عزيزم،با اندوه و افسوس فراوان برايت مي نويسم. من مجبور بودم با دوست دختر جديدم فرار کنم، چون مي خواستم جلوي يک رويارويي با مادر و تو رو بگيرم. من احساسات واقعي رو با Stacy پيدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما مي دونستم که تو اون رو نخواهي پذيرفت، به خاطر تيزبيني هاش، خالکوبي هاش ، لباسهاي تنگ موتور سواريش و به خاطر اينکه سنش از من خيلي بيشتره. اما فقط احساسات نيست، پدر. اون حامله است. Stacy به من گفت ما مي تونيم شاد و خوشبخت بشيم. اون يک تريلي توي جنگل داره و کُلي هيزم براي تمام زمستون. ما يک رؤياي مشترک داريم براي داشتن تعداد زيادي بچه. Stacy چشمان من رو به روي حقيقت باز کرد که ماريجوانا واقعاً به کسي صدمه نمي زنه. ما اون رو براي خودمون مي کاريم، و براي تجارت با کمک آدماي ديگه اي که توي مزرعه هستن، براي تمام کوکائينها و اکستازيهايي که مي خوايم. در ضمن، دعا مي کنيم که علم بتونه درماني براي ايدز پيدا کنه، و Stacy بهتر بشه. اون لياقتش رو داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و مي دونم چطور از خودم مراقبت کنم. يک روز، مطمئنم که براي ديدارتون بر مي گرديم، اونوقت تو مي توني نوه هاي زيادت رو ببيني.با عشق،پسرت،John
پاورقي : پدر، هيچ کدوم از جريانات بالا واقعي نيست، من بالا هستم تو خونه Tommy. فقط مي خواستم بهت يادآوري کنم که در دنيا چيزهاي بدتري هم هست نسبت به کارنامه مدرسه که روي ميزمه. دوسِت دارم! هروقت براي اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن

+ نوشته شده توسط m در جمعه شانزدهم آذر 1386 و ساعت 21:7 |

سلام و عرض پوزش براي تأخير در بروزرساني وبلاگ. با تصاويري بسيار زيبا از بهترين نقاش عالمين اومدم.

نظر يادتون نره. تو نظرسنجي مون هم شركت كنيد.

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط m در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 و ساعت 19:40 |

پسر خلاف همسایه

مدتی می شد که در آن شب تاریک پشت دیوار خانه شان قدم می زد و بیخبر بود از اینکه پسر خلاف همسایه مدتی است که او را زیر نظر دارد.
جوووون ، جیگرتو بخورم عجب رون و سینه ای .
پسر خلاف همسایه اینها را گفت و در یک چشم بر هم زدن پرید و او را سخت در آغوشش گرفت تا ببرد در جای خلوتی و به کام دل برسد.

و فردا پسرک همسایه، تمام روز در به در دنبال چاقترین مرغش می گشت. 

+ نوشته شده توسط m در یکشنبه یازدهم آذر 1386 و ساعت 20:51 |

 

 
ز جان شيرين‌تري اي چشمه‌ي نوش
سزد گر گيرمت چون جان در آغوش 


  !نظامي


**********
 
لبخند معاوضه كن با جان شهريار
تا من به شوق اين دهم و آن ستانمت
! شهريار

**********
 
چگونه شاد شود اندرون غمگينم؟
به اختيار كه از اختيار بيرون است
 
! حافظ

**********
 
به چشمك اين همه مژگان به هم مزن يارا!
كه اين دو فتنه به هم مي‌زنند دنيا را
!  شهريار


**********
 
گاهي به نوشخند لبت را اشاره كن
ما را به هيچ صاحب عمر دوباره كن
 
!  فروغي بسطامي

**********
 
خيال حوصله بحر مي‌پزد هيهات
چه‌هاست در سر اين قطره محال‌انديش
!  حافظ

**********
 
عجب عجب كه برون آمدي به پرسش من
ببين ببين كه چه بي‌طاقتم ز شيدايي
!  مولانا


**********
 
آرامِ دل غمگين، جز دوست كسي مگزين
في‌الجمله همه او بين، زيرا همه او ديدم
!  فخرالدين عراقي




**********
 
منم شرمنده زين ياري كه كردي
همين باشد وفاداري كه كردي
!  وحشي بافقي


**********
 
بده يك بوسه تا ده واستاني
از اين به چون بود بازارگاني!؟
!  نظامي


**********
 
ما را همين بس است كه داريم درد عشق
مقصود ما ز وصل تو بوس و كنار نيست
!  عبيد زاكاني


**********
 
چندين شكستِ كارِ منِ دلشكسته چيست؟
اي هرزه‌گرد مگر نيست كار دگرت؟
!  وحشي بافقي
**********

مرا هجران گسست از هم، رگ و بند
مرا شمشير زد گيتي، تو را مشت
!  پروين اعتصامي


**********
 
گفتي تو نه گوشي (!) كه سخن گويمت از عشق
اي نادره گفتار كجا گوش‌تر از من؟
!  شهريار


**********

آخرالامر گل كوزه‌گران خواهي شد
حاليا فكر سبو كن كه پر از باده كني
! حافظ


**********
 
جمالش كرد حيرانم، چه ماه است آن نمي‌دانم
كه چشم از كشف ماهيت، نمي‌بندد تأمل را
! اوحدي مراغه‌اي


**********
 
كي توان حق گفت جز زير لحاف
با تو اي خشم‌آور آتش‌سجاف!
!  مولانا

**********
 
دريا و كوه در ره و من خسته و ضعيف
اي خضر پي‌خجسته مدد كن به همتم
! حافظ

**********
 
در راه عشق وسوسه‌ي اهرمن بسي است
پيش آي گوش دل به پيام سروش كن
!  حافظ

**********
 
خواهم از گريه دهم خانه به سيلاب امشب
دوستان را خبر از چشم پرآبم مكنيد
!  محتشم كاشاني

**********
 
مي مي‌كشيم و خنده‌ي مستانه مي‌زنيم
با اين دو روزه‌ي عمر چه‌ها مي‌كنيم ما
!  صائب تبريزي


**********
 
به حال سعدي بيچاره قهقهه چه زني
كه چاره در غم تو، هاي هاي مي‌داند
!  سعدي


**********
 
ز هر طرف كه رفتم جز وحشتم نيفزود
زنهار از اين بيابان وين راه بي‌نهايت
! حافظ


**********

تو را زين پس جز فرشته نخوانم
ازيرا كه تو آدمي را نماني!
!  فرخي سيستاني



**********

آن دگر گفت اي گروه زرپرست
جمله خاصيت مرا چشم اندرست
!  مولانا
**********
 
مكن از خواب بيدارم خدا را
كه دارم خلوتي خوش با خيالش
!  حافظ

**********

خواب مرگم باد اگر دور از تو خوابم آرزوست
خون خورم بي‌چشم مستت گر شرابم آرزوست
!  اهلي شيرازي

**********
 
چون نمايد به تو اين دولت روي
رو در آن آر و به كس هيچ مگوي
!  جامي

**********
 
نمي‌دانم كه دردم را سبب چيست؟
همي دانم كه درمانم تويي بس
!  اوحدي مراغه‌اي


**********
 
گر بدي گفت حسودي و رفيقي رنجيد
گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نكنيم
! حافظ


**********
 
ما شبي دست برآريم و دعايي بكنيم
غم هجران تو را چاره ز جايي بكنيم
!  حافظ 


**********
 
آه از راه محبت كه چه بي‌پايان است
با دو منزل كه يكي وصل و يكي هجران است
!  صيدي


**********
 
مرا صائب به فکر کار عشق انداخت بيکاري
عجب كاري براي مردم بيكار پيدا شد!
!  صائب تبريزي

**********

رو مسخرگي پيشه كن و مطربي آموز
تا داد خود از كهتر و مهتر بستاني
!  انوري

**********
  
گر به خشم است و گر به عين رضا
نگهي باز كن كه منتظريم
!  سعدي

**********
 
من مريض درد عصيانم كه درمانم تويي
دردمند اين‌چنين محتاج درمان شماست!
!  محتشم كاشاني


**********
 
من چون نزنم دست كه پابند مني
چون پاي نكوبم كه توئي دست‌زنان
!  مولانا


**********
 
حباب‌وار براندازم از روي نشاط كلاه
اگر ز روي تو عكسي به جام ما افتد
!  حافظ


**********
 
مرا كه سِحر سخن در جهان همه رفته است
ز سِحر چشم تو بيچاره مانده‌ام مسحور
!  سعدي

**********
 
اين بدان گفتم كه تا هر بي‌فروغ
كم زند در عشق ما لاف دروغ
!  عطار


**********
 
مجلس تمام گشت و به پايان رسيد عمر
ما همچنان در اول وصف تو مانده‌ايم
!  حافظ

**********
 
اي غايب از نظر به خدا مي‌سپارمت
جانم بسوختي و به دل دوست دارمت
!  حافظ

**********


اي غايب از نظر به خدا مي‌سپارمت
جانم بسوختي و به دل دوست دارمت
!  حافظ

**********

اين هم آخري:


اتل متل توتوله
گاو حسن چه جوره!

! شاعر: گمنام!!!!!!

+ نوشته شده توسط .•´* `•\/\/•´*`•. در جمعه نهم آذر 1386 و ساعت 14:8 |

فكرشو بكن، دنياي بدون مهندس!!!!!

 

 

 

 

 

چه شود!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده توسط m در پنجشنبه هشتم آذر 1386 و ساعت 20:6 |
تولدش مبارك...........

 

 خوب ".•´* `•\/\/•´*`•." ديگه!

امروز تولدشه! اون كه تولد منو تبريك نگفت  ولي من چون خيلي لارجم و خيلي با شخصيت بهش تبريك مي گم.     تولدت مبارك

تو نظر سنجيمون شركت كنيد تا طبق اون براتون مطلب بگذاريم. فعلاً t33 شركت كرد و پست قبلي رو براي اون گذاشتم

عنوان اين مطلبو به ياد سريال O+ گذاشتم رادش تو اون سريال در نقش هوشنگ مي گفت: هپي پنتنت يويو!!!

+ نوشته شده توسط m در چهارشنبه هفتم آذر 1386 و ساعت 20:5 |

VVVvVVVVVVvVVvvVv ميدونی اينا چين؟اينا پرنده هايی هستن که اومدن بهت بگن چقدر دوست دارم. Vv اين دوتا هم کار داشتن،الان رسيدن!

--------------------------------------------------------------------

..
.
?
.
.
!
.
.
¿
.
? ?!
.
.
.
به جون تو يادم رفت چی ميخواستم بگم ...

--------------------------------------------------------------------

¥ ¥ ¥ ¥ ¥ ¥ اين آخرين چيزي که از تو برام به يادگر مونده،جای پاهت رو ديوار اطاقم، يادت بخير، عجب مارمولکی بودی
--------------------------------------------------------------------

 اگه فكر مي كني زشتي ، اگه فكر مي كني كسي دوستت نداره ، اگه فكر مي كني درد بي درموني ، اگه فكر مي كني خنگ و هپروتي به خدا حق داري

--------------------------------------------------------------------

اگه كسي دستت رو گرفت و قلبت لرزيد عجله نكن شايد بابا برقي باشه

--------------------------------------------------------------------

ببخشيد مزاحم ميشم،از جلو گلفروشی رد ميشدم ديدم قشنگ ترين گلش نيست،نگران شدم، گفتم اس ام اس بزنم بگم گوسفند چرا خورديش؟؟!

--------------------------------------------------------------------

شب پنجشنبه است!براي غافل گيري اموات (مردگان) صلوات!!

--------------------------------------------------------------------

تمام گلهاي خوشبوي دنيا رو هم به پات بريزم كمه چون

.
.
.
.
.
.
.
پات خيلي بو مي ده!

--------------------------------------------------------------------

اين اسم ام اس رو وقتي كسي دور و برت نيست بخون .
.
.
.
.
.
اگه هم عجله داري برو يه جاي خلوت و تنهايي بخونش
.
.
.
.
پشت سرت رو بپا
.
.
.

كسي نيست داري مي خونيش ؟
.
.
.
.
خدا رو شكر كسي نيست ببينه كه رفتي سر كار

--------------------------------------------------------------------

اگه يکي بهت روزي 1 اس ام اس زد بدون ازت خوشش مياد
اگه 2 تا فرستاد بدون براش مهمي
اگه 3 تا شد بدون دوستت داره
اگه 4 تا شد بدون موبايل خودش نيست!

--------------------------------------------------------------------

می دونی اگه توی یک جیبت 80هزار تومان و توی جیب دیگرت یه چک پول باشه چی می شه؟

بابات داد می زنه می گه: پدرسوخته! چرا شلوار منو پوشیدی؟

--------------------------------------------------------------------

 

تايتانيک با تمام مسافراش فداي تو . . . . . . نشدن که . . . . . . . به کوه يخ خوردن

--------------------------------------------------------------------

آخه بز... آخه خر... آخه گوسفند... الاغ... میمون... گورخر.... خرس گنده......... این همه حیوون . چرا شیر شد سلطان جنگل؟

+ نوشته شده توسط m در چهارشنبه هفتم آذر 1386 و ساعت 19:22 |

هيشكي ما رو دوست نداره. چرا تو نظر سنجي شركت نمي كنيد؟

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط m در سه شنبه ششم آذر 1386 و ساعت 20:25 |

تو نظر سنجي شركت كنيد تا طبق خواستۀ شما مطلب بگذاريم. فعلاً اينارو داشته باشيد تا بعد...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط m در دوشنبه پنجم آذر 1386 و ساعت 19:4 |
 

 

 



نقش واضح الله بر گوش یک نوزاد فلسطینی، اعجاب همگان را برانگیخته و بسیاری از رسانه های خبری جهان را به خود مشغول کرد.

به گزارش شیعه نیوز به نقل از جهان، «تامر شادی حوشیه» کودک 45 روزه فلسطینی در حالی متولد شد که نقش الله بر گوش وی به صورت مادرزادی نقش بسته بود.

مادر این کودک در این باره گفت: پس از گذشت 37 روز از تولد فرزندم تامر متوجه لفظ پر جلال الله برگوش سمت چپ وی شدم.

از سوی دیگر «شادی»، پدر این نوزاد فلسطینی تصریح کرد: نقش پرجلال الله بر گوش فرزندم، کرامتی الهی است که من در آن خوش یمنی فراوانی برای مردم فلسطین و آزادی آن می بینم.

وی افزود: از زمان اعلام این خبر تاکنون هزاران نفر از این کرامت الهی بازدید کرده و هدایای فراوانی به این کودک اهدا شده است.

پدر 25 ساله این کودک کارگر یک مغازه لباس فروشی در رام الله و مادر وی خانه دار است.
+ نوشته شده توسط m در یکشنبه چهارم آذر 1386 و ساعت 18:41 |
عطار نیشابوری در کتاب << منطق الطیر>> خود حکایت معروف سیمرغ را آورده است.
داستان از اینجا شروع می شود که وقتی مرغان می فهمند فردی روی قله قاف می باشد؛ به طرف او حرکت می کنند و... . اینک ادامه داستان:
زین سخن مرغان وادی سربه سر/ سرنگون گشتند در خون جگر
جمله دانستند کین شیوه گمان/ نیست بر بازوی مشتی ناتوان
زین سخن شد جان ایشان بی قرار/ هم در آن منزل بسی مردند زار
وان همه مرغان همه آن جایگاه / سر نهادند از سر حسرت به راه
سالها رفتند در شیب و فراز / صرف شد در راهشان عمری دراز
آنچه ایشان را در این ره رخ نمود / کی تواند شرح آن پاسخ نمود؟
آخر الامر از میان آن سپاه/ کم رهی ره برد تا آن پیشگاه
زان همه مرغان اندکی آنجارسید/ از هزاران کس یکی آنجا رسید
باز بعضی غرقه ی دریا شدند/ باز بعضی محو و ناپیدا شدند
باز بعضی بر سر کوه بلند / تشنه جان دادند در گرم و گزند
باز بعضی را ز تفّ آفتاب / گشت پرها سوخته دلها کباب
عاقبت از صد هزاران تا یکی/ بیش نرسیدند آنجا اندکی
عالمی پر مرغ می بردند راه / بسش نرسیدند سی آنجایگاه
سی تن بی بال و پر، رنجور و سست/ دل شکسته ، جان شده ، تن نادرست
حضرتی دیدند بی وصف و صفت/ برتر از ادراک عقل و معرفت
صد هزاران آفتاب معتبر/ صد هزاران ماه و انجم بیشتر
جمع می دیدند حیران آمده/ همچو ذره پای کوبان آمده
جمله گفتند ای عجب چون آفتاب/ ذره ی محوست پیش این حساب
کی پدید آییم این جایگاه / ای دریغا رنج برد مارا به راه

+ نوشته شده توسط h در یکشنبه چهارم آذر 1386 و ساعت 15:57 |

اگه ميتونستي به اوني كه مسؤول مشكلاتته لگد بزني،

 حداقل تا 6 ماه قادر به نشستن نبودي 

 


ميدوني love يعني چي ؟
L = لنگه تو پيدا نمي شه
O = عمرمي
V = وجودمي
E =اوا ، اس ام اس رو اشتباه فرستادم  blushing

 

غضنفر با دوست دخترش ميره بيرون. دختره ميگه بريم پشت درختا كار بد بكنيم ؟ غضنفر ميگه آره بريم منم جيش دارم sick

 

به يه نفر ميگن gf مخفف چيه؟ ميگه گوجه فرنگي!

 

جوجوی من می شی؟
  ,,,,,
  ('?;)
<\ />    chicken
  J L
تا من پیشی بشم بخورمت؟
  _/\_/\_
''(='+'=)
 \(\___/)/      oh go on

 

 

زندگي بدون عشق مساوي است با ... جمعه بدون يانگوم! 

 

در ماهي تابه عشقت سوختم، بي وفا روغن بريز! worried

 

به خره میگن چه کاری بلدی؟ میگه عرعر می کنم، جفتک می زنم، الان هم دارم SMS می خونم!whistling

 

غضنفر  ميره مكه مي خواست گوسفند قرباني كنه، چاقو پيدا نمي كنه گوسفنده رو خفه مي كنهpeace sign

 

خواننده تو یه مجلس عروسی می گه: خانوما، آقایون! دستا بالا می خوایم بریم بندر!
غضنفر می گه: کجا؟ ما تا شام نخوریم هیچ جا نمی ریم!
waiting

 

نیروی انتظامی می ریزه خونه غضنفر.
غضنفر با منقل می پره تو استخر میگه از اینجا به بعدش به شما ربطی نداره به نیروی دریایی ربط داره.
tongue

 

+ نوشته شده توسط m در شنبه سوم آذر 1386 و ساعت 19:32 |

 

تو برو به سفر
به هر كجا كه روي
سفر سلامت
به خدا نكنم از آنچه رفته به دل تو را ملامت
به خدا شب من نمي رسد به سحر اگر نيايي
به خدا همه جا به جستوجوي توام بگو كجايي
تو چراغ دلم به حال عاشقي ام خبر نداري
تو چرا قدمي به روي چشم ترم نمي گذاري
تو به يك نگهت  دگر قرار مرا  ز كف ربودي
تو مرا  زخودم گرفتي و پس از آن سفر نمودي
 تو مرو به سفر كه يك شبم بشود هزارويك شب
به خدا همه شب
زعشق شعله ورت بسوزم از غم
تو چراغ دلم به حال عاشقي ام خبر نداري
 تو چرا قدمي به روي چشم ترم نمي گذاري

+ نوشته شده توسط .•´* `•\/\/•´*`•. در جمعه دوم آذر 1386 و ساعت 11:18 |

 

 

 

تو که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد /  حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد

 

.·´*`M´*`·.

بتاب خورشيد من ، تا ميتواني بتاب بر زمين و آسمان . بدان من در سينه خورشيدي بس عظيم دارم ، بتاب خورشيدم، با تو هستم و با تو جان ميگيرم.

 

.·´*`M´*`·.

از خدا پرسيدم چي دوست داري ؟ گفت :سخاوت . ديوانه گفت: حماقت . غم گفت: ملامت . کوه گفت: صلابت . معشوق گفت : نگاهت . فداي تو که گفتي : رفاقت 

 

.·´*`M´*`·.

رابطه دوستي خوب مثل رابطه دست و چشم مي مونه وقتي دستت زخمي ميشه چشمت گريه مي كنه ووقتي چشمت گريه ميكنه.....دستت گريه رو پاك ميكنه

 

.·´*`M´*`·.

اگه من وتو دو تا برگ باشيم ،هنگام خزان من زودتر از تو مي شکنم تا زماني که مي افتي در آغوش بگيرمت

 

.·´*`M´*`·.

يك تيكه بلور از جنس حضور يك ياس سپيد در رنگ اميد با هر چه صفاست از سوي خداست تقديم توباد

 

.·´*`M´*`·.

جرج آلن : اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند، مي‌شکنند

 

.·´*`M´*`·.

هنوز در پی جراح زبردستی می گردم که سرنوشت مرا با تو پیوند بزند

 

.·´*`M´*`·.

بر دفتر قلبم که هر برگش را با نام تو شروع کردم مي نويسم: زيستن را نه براي زندگي که براي رسيدن به تو مي خواهم

 

.·´*`M´*`·.

براي دل افتاده يه اتفاق ساده ، به سادگي، دلِ من،  دل به دل به تو داده

 

.·´*`M´*`·.

ميدوزم

شادي را به غم

زياد را به كم

درخت را به ريشه

گاهي را به هميشه

ستاره را به آسمان

زمين را به كهكشان

كهنه را به نو

و

.

.

.

خودم را به تو...

 

.·´*`M´*`·.

پاييز را دوست دارم چون فصل غم است غم را دوست دارم چون گريه دل است دل را دوست دارم چون عشق را به من آموخت عشق را دوست دارم چون تو را دوست دارم

 

.·´*`M´*`·.

تو سيب سرخ کدامين بهشت گم شده اي  که باز با تو مي شکند توبه آدم

 

.·´*`M´*`·.

من همون ماهي کوچوله دل توام  مراقب باش دلت نشکنه كه من ميميرم

 

+ نوشته شده توسط .•´* `•\/\/•´*`•. در جمعه دوم آذر 1386 و ساعت 10:49 |

اگر علائم زير در شما آشکار شد حتم داشته باشيد که شما معتاد شده ايد. (البته معتاد به اينترنت)

1- وقتي کامپيوتر را خاموش مي‌کنيد احساس پوچي مي‌کنيد. درست مثل اينکه عزيزي را از دست داده‌ايد.

2- ساعت
۴ صبح وقتي از خواب بيدار مي‌شويد که کمي آب بنوشيد اول e-mail
هايتان را چک مي‌کنيد.

3- تصميم مي‌گيريد يکي دو سال بيشتر در دانشگاه بمانيد فقط بخاطر دسترسي رايگان به اينترنت.

4- وقتي مي‌خنديد سرتان را
۹۰ درجه به سمت راست خم مي‌کنيد.

5- تکاليف درسيتان را به فرمت
html
تبديل مي‌کنيد و آدرس آنرا به استادتان مي‌دهيد.

6- همه دوستانتان يک @ در اسمشان دارند.

7- تنها ارتباطتان با اهل منزل از طريق
e-mail است.

8- همسرتان را اينگونه معرفي مي‌کنيد
kitchen.com ayal

9- بين پرداخت نکردن قبض آب و هزينه اشتراک اينترنت برايتان آسانتر است که بي‌آبي را تحمل کنيد.

10- خوابهايتان را با فرمت
html مي‌بينيد.

11- بر روي کنترل تلويزيون
click duble مي‌کنيد.

12- وقتي با همسرتان دعوا مي‌کنيد آرزو مي‌کنيد کاش مي‌توانستيد او را
ignore کنيد.

و اگر اعتياد شما زياد باشد و بچه‌دار شويد بدون شک بچه شما از شما خواهد پرسيد که او را از کدام سايت
down load کرده‌ايد.

توجه کنيد: صد رحمت به سارس! اين نوع اعتياد از ايدز هم بدتره!؟

من هم تو اين چندروز كه فرصت نكردم بيام نت بدجور احساس خارش تو بدنم داشتم فكر كنم منم خمار شده بودم.خدايا اين ترنت رو از ما نگير.اگه اون ترنت رو گرفتي اشكال نداره اينو نگير

+ نوشته شده توسط m در پنجشنبه یکم آذر 1386 و ساعت 15:14 |