تبليغاتX
بفرما تو دم در بده!

اگر شوهر یه خانمی برنامه نويس باشد...


شوهر: سلام،من
Log in کردم.
زن: لباسی رو که صبح بهت گفتم خريدی؟
شوهر:
Bad command or File name.
زن: ولی من صبح بهت تاکيد کرده بودم
شوهر:
Syntax Error, Abort, Retry, Cancel.
زن: خوب حقوقتو چيکار کردی؟
شوهر:
File in Use, Read only, Try after some Time.
زن: پس حداقل کارت عابر بانکتو بده به من.
شوهر:
Sharing Violation, Access Denied.
زن: می دونی، ازدواج با تو واقعا يک تصميم اشتباه بود.

شوهر: Data Type Mismatch.

زن: تو يک موجود بدرد نخور هستی.
شوهر:
By Default.
زن: پس حداقل بيا بريم بيرون يه چيزی بخوريم.
شوهر:
Hard Disk Full.
زن: ببينم ميتونی بگی نقش من تو زندگی تو چيه؟
شوهر:
Unknown Virus Detected.
زن: خب مادرم چی؟
شوهر:
Unrecoverable Error.
زن: و رابطه تو با رئيست؟
شوهر:
The only User with Write Permission.
زن: تو اصلا منو بيشتر دوست داری يا کامپيوترتو؟
شوهر:
Too Many Parameters.
زن: خوب پس منم ميرم خونه بابام.
شوهر:
Program Performed Illegal Operation, It will be Closed.
زن: خوب گوشاتو بازکن، من ديگه بر نميگردم!
شوهر:
Close all Programs and Logout for another User.
زن: می دونی، صحبت کردن باتو فايده نداره، من رفتم.
شوهر:
Its now Safe to Turn off your Computer

+ نوشته شده توسط m در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 و ساعت 13:59 |

از غضنفر مي پرسن: آخرين دنداني که در دهان انسان در مي آد چه نام دارد؟ غضنفر ميگه: دندان مصنوعي !!!

--------------------------------------------------------------------

يه روزبه یه الاغه می گن گوشات چقدر درازه میگه ؟ آخه هر خوشگلی یه عیبی داره

--------------------------------------------------------------------

از غضنفر می پرسن جسم شفاف رو تعریف کن . میگه جسمی که از اینطرفش بشه اونطرفش رو دید . میگن آفرین حالا یه مثال بگو ؟ میگه نردبون

--------------------------------------------------------------------

يه خره عکس خودشو توي رودخونه ميبينه ، يهو ميگه آآآآآآآآآآآآآآآآ خرماهي

--------------------------------------------------------------------

در مجلس تولد 80 سالگي برنارد شاو يک عکاس به او نز ديک مي شه و مي گه: قربان اميدوارم در جشن 90 سالگي تون حضور داشته باشم. برنارد شاو نگاه حکيمانه اي به او انداخت و گفت: بله فکر مي کنم بتوانيد....شما خيلي جوانيد !!!

--------------------------------------------------------------------

ی شب غضنفر بالا پشت بوم می خوابه سردش می شه پا می شه در پشت بومو می بنده

--------------------------------------------------------------------

شخصي كه روز قبلش به اداره نرفته بود رئيسش از او پرسيد :ديروز كجا بودي؟ گفت جناب رئيس : ديروز دندانم درد مي كرد نزد پزشك رفته بودم . رئيسش پرسيد : هنوز هم درد مي كند ؟ گفت : چه عرض كنم چون دكتر پس از كشيدن ديگر انرا به من پس نداد.

--------------------------------------------------------------------

غضنفر ميره بيست سوالي. بهش ميگن جواب انبر دسته ولي اولش لوندي. غضنفرمي پرسه تو جيب جا ميشه ؟ ميگن نه. ميگه اااا!!! عجب انبر دست بزرگي

--------------------------------------------------------------------

غضنفر تو اتوبوس عاشق يه دختر ميشه پياده شدني شماره اتوبوسو ياداشت ميكنه

+ نوشته شده توسط m در چهارشنبه سی ام مرداد 1387 و ساعت 13:3 |

+ نوشته شده توسط m در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 و ساعت 14:49 |

وقتی شادی، آروم بخند تا غم بيدار نشه، وقتی غمگينی، آروم گريه کن تا شادی نا اميد نشه...

 

++++++++++++++++++++++++++++++++

 

من غریبه ی ديروزم . آشناي امروز و فراموش شده ی فردا . پس در آشنایی امروز مينگرم تا در فراموشی یه دنيا يادم کنی

 

++++++++++++++++++++++++++++++++

اگر ديدی تو يه اطاقه تاريکی ؟!! ديوارهايه دور و برت قرمزن !! از همه طرف خون ميريزه !! نترس ! تو ، تو قلبه منی

 

++++++++++++++++++++++++++++++++

شادی ماله تو ، غم ماله من ، اميد واسه تو ، نااميدی واسه من ، روشنی واسه تو، ظلمت واسه من ، همه واسه تو ، تو واسه من

 

++++++++++++++++++++++++++++++++

 

لذتی که در فراغ است.در وصال نيست،چون در فراغ وصال است اما در وصال بيم فراغ!!!!

 

++++++++++++++++++++++++++++++++

زندگی مثله رياضی ميمونه .... بياين خوبيها رو جمع .... بديها رو تفريق .... نيکيها رو ضرب .... شاديها رو تقسيم بکنيم

++++++++++++++++++++++++++++++++

حرفی نگفتم از عشق، يادی نکردم از درد اما هميشه با اشک ،رسواست قلبه عاشق

++++++++++++++++++++++++++++++++


چیه فکر کردی یک 1 اس ام اس جدیده ؟ یا فکر کردی کارت دارم ؟ نه بابا فقط می خواستم بگم دوستت دارم

++++++++++++++++++++++++++++++++

قلبمو هدیه می دم بهت . مواظبش باش . نه به خاطر اینکه قلبمه به خاطر اینکه تو توشی

++++++++++++++++++++++++++++++++

انان که خاک را به نظر کیمیا کنن .... باشد که گوشه چشمی به ما کنن

+ نوشته شده توسط m در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 و ساعت 15:13 |

قبل از ازدواج


مرد: آره، ديگه نمی‌‌تونم بيش از اين منتظر بمونم

زن: می‌‌خواهى من از پيشت برم؟

مرد: نه! فکرش را هم نکن

زن: منو دوست داری؟

مرد: البته!

زن: آيا تا حالا به من خيانت کردی؟

مرد: نه! چرا چنين سوالى می‌‌کنی؟

زن: منو مسافرت می‌‌بری؟

مرد: مرتب!

زن: آيا منو می‌‌زنی؟

مرد: به هيچوجه! من از اين آدما نيستم !

زن: می‌‌تونم بهت اعتماد کنم؟
.

.

.

بعد از ازدواج :

 متن را اين دفعه از پائين به بالا بخوانيد !!!

 

+ نوشته شده توسط m در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 و ساعت 16:34 |

به حیف نون ميگن يه جمله بگو که توش چاي باشه ... ميگه قوري

--------------------------------------------------------------------

می دونی که تا به حال در عمرم چیزی ازت نخواستم اما دوست دارم برای اینکه علاقه ات رو بهم ثابت کنی... یک دقیقه ... فقط یک دقیقه ی ناقابل به خاطر من نفس نکش تنها چیزی که از تو می خوام

--------------------------------------------------------------------

يه روز حیف نون با زنش ميره دكتر ميگه: آقاي دكتر ما بچه دار نمي شيم!
دكتر: چند وقته ازدواج كرديد؟
حیف نون : يك هفته است!
دكتر با عصبانيت : اوني كه گرفتي زنه زودپز كه نيست!

--------------------------------------------------------------------

غضنفر ميره سوپري سر محل ميپرسه :آقا خيارشور دارين؟
يارو ميگه بله
غضنفر
۲ تا خيار درمياره ميگه اينارو واسم بشور!!!!!!!!!!!!!!!!

--------------------------------------------------------------------

غضنفر دفترخاطراتش پر ميشه ميندازتش دور

--------------------------------------------------------------------

غضنفر ميخواسته آب بخوره ، آب نبوده تيمم مي كنه

--------------------------------------------------------------------

غضنفر هزار تومن ميندازه صندوق صدقات، تا غروب واميسته اونجا

هركي مياد پول بندازه ميگه آقا برو من حساب كردم

--------------------------------------------------------------------

غضنفر داشته به زور زنشو مي كرده توي يخچال ازش مي پرسن

براي چي اين كارو مي كني ميگه ميخوام فاسد نشه

--------------------------------------------------------------------

به دلیل نبودن چرت و پرت برای ارسال، پیشاپیش نوروز 88 را به شما تبریک می گوییم.

+ نوشته شده توسط m در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 و ساعت 18:14 |

+ نوشته شده توسط m در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 و ساعت 9:11 |

يه معتاد 2 تا سيگار تو دهنش گرفته بود داشت مي كشيد ازش ميپرسن چرا 2 تا سيگار مي كشي ميگه يكي واسه خودم يكي هم از طرف دوستم كه زندونه بعد از يه مدتي مي بينن همون معتاد يه دونه سيگار مي كشه بهش ميگن حتما دوستت از زندان آزاد شده ميگه نه خودم ترك كردم!

--------------------------------------------------------------------

غضنفر تو يك شب برف و بوراني داشته از سر زمين برمي گشته خونه ، يهو مي بينه يكجا كوه ريزش كرده ، يك قطار هم داره ازون دور مياد ! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه ، ميره اون جلو واميسته . رانندة قطاره هم كه آتيشو مي بينه ميزنه رو ترمز و قطار واميسته . همچين كه قطار واستاد ، غضنفر يك نارنجك درمياره ، ميندازه زير قطار ، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن ! خلاصه غضنفر رو ميگيرن ميبيرن بازجويي ، اونجا بازرس بهش ميتوپه كه : مرتيكة خر ! نه به اون لباس آتيش زدنت ، نه به اون نارنجك انداختنت ! آخه تو چه مرگت بود ؟! غضنفر ميزنه زير گريه ، ميگه : جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي مي كردم

--------------------------------------------------------------------

غضنفر با دوست دخترش تو ماشين بودن ميبينه جلوتر ايست بازرسيه! قبل از ايست بازرسي به دوست دخترش مي گه: تو از ماشين
پياده شو بعد از ايست بازرسي بگو مستقيم تجريش که من دوباره سوارت کنم. بعد از ايست بازرسي دختره يادش ميره بگه تجريش
ميگه: ونک غضنفر ميگه شرمنده! 

--------------------------------------------------------------------

به يک دختر خانم جـــــوان و تحصيلکرده مســـلط به زبان

فرانسه، خوش برخورد و خوش بيان با ظاهري آراسته و آشنا با موسيقي کلاسيک و تبحر در

نواختن پيانو ، جهت نظافت منزل نيازمنديم

--------------------------------------------------------------------

هرجا هستي لطفا از اين ساعت به بعد از خونه بيرون نرو چون الان وقت جمع

آوري زباله است!

--------------------------------------------------------------------

چند وقته دلم هوس تاب بازي کرده . . . . اجازه هست بيام تو ذهنت ؟

. . . . آخه شنيدم مخت تاب داره

--------------------------------------------------------------------

زنه از شوهرش مي پرسه از چيه من بيشتر خوشت مي آد؟؟؟؟؟

از صورت زيبا و يا هيکل متناسبم؟ مرده يه نگاهي به سر تا پاي زنش مي ندازه و ميگه

از اعتماد به نفست!!

 

+ نوشته شده توسط m در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 و ساعت 9:58 |

 

+ نوشته شده توسط m در یکشنبه بیستم مرداد 1387 و ساعت 19:52 |

 

 

 

ده تا زبهترين بهانه‌هاي دوست پسرها براي خلاص شدن از دست دوست دخترها و معني واقعي آنها!

1- تو براي من مثل خواهر مي‌موني! (يعني خيلي زشتي!)

2- فاصله سني‌مون به هم نمي‌خوره! (يعني خيلي زشتي!)

3- من به تو به "اونصورت" علاقه ندارم. (يعني خيلي زشتي!)

4- من الان توي موقعيت بدي از زندگيم هستم. (يعني خيلي زشتي!)

5- دوست دختر دارم. (يعني خيلي زشتي!)

6- من با خانمهاي همكارم بيرون نمي‌رم. (يعني خيلي زشتي!)

7- تقصير تو نيست، تقصير منه! (يعني خيلي زشتي!)

8- من الان توجهم به كارمه! (يعني خيلي زشتي!)

9- من تصميم گرفتم مجرد بمونم. (يعني خيلي زشتي!)

10- بهتره فقط با هم دوست معمولي باشيم. (يعني بطور وحشتناكي زشتي!!!!!!)

 

+ نوشته شده توسط .•´* `•\/\/•´*`•. در جمعه هجدهم مرداد 1387 و ساعت 12:55 |

 

دو تا ادم برفی در دو طرف رودخانه ای با دیدن هم عاشق هم می شن . اونا از عشق هم اب شدن تا شاید تو آب رودخانه بهم برسن

++++++++++++++++++++++++++++++++

هرگز چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را نمي فهمد گريان مکن

 

++++++++++++++++++++++++++++++++

کاشکي بدوني چشماتو به صدتا دنيا نميدم يه موج گيسوي تورو به صدتا دريا نميدم

 

++++++++++++++++++++++++++++++++

مي شه بعضي ها رو مثل اشک از چشمات بندازي.... اما نمي توني جلوي اشکي رو بگيري که با رفتن بعضي ها از چشمات جاري مي شه......

 

++++++++++++++++++++++++++++++++

دوستش مي دارم چرا که مي شناسمش به دوستي و يگانگي هنگامي که دستان مهربانش را به دست مي گيرم تنهايي غم انگيزش را در مي يابم و انگاه در مي يابم که مرا ديگر از او گريزي نيست

 

++++++++++++++++++++++++++++++++

هرگز نديدم بر لبي لبخند زيباي تو را هرگز نميگيرد كسي در قلب من جاي تو را آبي تر از آنيم كه بي رنگ بميريم شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبيم شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميريم

 

++++++++++++++++++++++++++++++++

 

دوسِت داشتم ولي هرگز نگفتم نگفتــم تـا ز چشــــم تـو نيفتـم نگفـتـم تــا نــدوني عاشـــقم مــن نـدوني بعــدِ تــو از پـا مي افتـم خيــال کـردم اگـــه روزي بـــدوني مي ري شعر جدايي رو مي خـوني مي ري تنها ميشم با بغض و گـريه تــوي شهــــر و ديـــار بي نشــوني

 

++++++++++++++++++++++++++++++++

 

اي سر آغازهمه خوبي ها مينويسم از تو، تو که سر سبز ترين منظره ايي تو که سر شارترين عاطفه ايي، برترين خواهش و احساس نياز و بدان تا به ابد دوستت ميدارم دوستت ميدارم از زمين تا بخدا از همين نقطه ي خاکي تا عرش

 

++++++++++++++++++++++++++++++++

آنکه مي‌خواهد روزي پريدن آموزد، نخست مي‌بايد ايستادن، راه رفتن، دويدن و بالارفتن آموزد. پرواز را با پرواز آغاز نمي‌کنند

+ نوشته شده توسط m در جمعه هجدهم مرداد 1387 و ساعت 10:53 |

 

 

+ نوشته شده توسط m در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 و ساعت 13:24 |

شناخت شخصیت:روز تولدتان چه رنگی است؟

در صورتیکه تاریخ تولد شما در :
بین دوم دی ماه تا 11 دی ماه باشد رنگ شما قرمز است
بین 12 دی ماه تا21 دی ماه باشد شما نارنجی هستید
بین 22 دی ماه تا 4 بهمن ماه باشد شما زرد هستید
بین 5 بهمن تا 14 بهمن ماه باشد شما صورتی هستید
بین 15 بهمن تا 19 بهمن ماه باشد شما آبی هستید
بین 20 بهمن تا 29 بهمن ماه باشد شما سبز هستید
بین 30 بهمن تا 9 اسفند ماه باشد شما قهوه ای هستید
بین 10 اسفند تا 20 اسفند باشد شما کبودی رنگ هستید
بین 21 اسفند تا 29 اسفند باشد لیمویی هستید
اول فروردین ماه باشد سیاه هستید
بین دوم فروردین تا 11 فروردین باشد ارغوانی هستید
بین 12 تا 21 فروردین باشد شما سرمه ای است
بین 22 فروردین تا 31 فروردین باشد نقره ای هستید
بین یکم اردیبهشت تا 10 اردیبهشت باشد سفید هستید
بین 11 اردیبهشت تا 24 اردیبهشت باشد شما آبی هستید
بین 25 اردیبهشت تا سوم خرداد باشد شما طلائی رنگ هستید
بین 4 خرداد تا 13 خرداد باشد شما شیری رنگ هستید
بین 14 خرداد تا 23 خرداد ماه باشد شما خاکستری هستید
بین 24 خرداد تا دوم تیر ماه باشد شما رنگ خرمائی هستید
سوم تیر ماه باشد رنگ شما خاکستری است
بین 4 تیر ماه تا 13 تیر ماه باشد شما قرمز هستید
بین 14 تیر ماه تا 23 تیر ماه باشد شما نارنجی هستید
بین 24 تیر ماه تا سوم مرداد ماه باشد شما زرد هستید
بین 4 مرداد ماه تا 13 مرداد باشد شما صورتی هستید
بین 14 مرداد تا 22 مرداد باشد شما آبی هستید
بین 23 مرداد تا یکم شهریور باشد شما سبز هستید
بین 2 شهریور تا 11 شهریور باشد شما قهوه ای هستید
بین 12 شهریور تا 21 شهریور باشد شما کبود رنگ هستید
بین 22 شهریور تا 31 شهریور باشد شما لیموئی هستید
متولدین یکم مهر ماه زیتونی هستند
بین 2 مهر تا 11 مهر ماه ارغوانی هستید
بین 12 مهر تا 21 مهر ماه شما رنگ سرمه ای دارید
بین 22 مهر ماه تا یکم آبان ماه شما نقره ای هستید
بین 2 آبان تا 20 آبانماه باشد شما سفید هستید
بین 21 آبانماه تا 30 آبانماه باشد رنگ شما طلائی است
بین یکم آذر ماه تا 10 آذر ماه باشد شما شیری رنگ هستید
بین 11 آذر ماه تا 20 آذر ماه باشد شما خاکستری هستید
بین 21 آذر تا 30 آذر باشد شما خرمائی رنگ هستید
متولدین اول دیماه نیلی رنگ هستند

*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*

قرمز
با نمک و دوستداشتنی ، مشکل پسند اما همیشه عاشق.......و
اینطور بنظر میرسد که مورد محبت نیز باشید. با روحیه و
بشاش اما در همان زمان میتوانید بد اخلاق هم شوید
قادرید با مردم بسیار خوب و با ملاطفت برخورد کنید و این
همان عشقی است که میتواند در راهی که در پیش دارید
همراهتان باشد
آدمهایی را که راحت صحبت میکنند دوست دارید این آدمها
باعث میشوند احساس راحتی بیشتری داشته باشید.

شیری رنگ
اهل رقابت و بازی دوست. دوست ندارد ببازد
ولی همیشه بشاش است.
شما قابل اعتماد و امین هستید و خیلی علاقه دارید وقت
خود را بیرون بگذرانید، با دقت عشقتان را انتخاب میکنید
و بسادگی عاشق نمی شوید اما وقتی او را یافتید تا مدتهای
طولانی دوستش خواهید داشت.

نیلی
شما بیشتر متوجه نگاهتان هستید و استاندارده ای بالائی در
انتخاب عشق دارید. هر راه حلی را با دقت و تفکر انتخاب
می کنید و بسیار بندرت مرتکب اشتباه احمقانه میشوید
دوست دارید رهبر باشید و به راحتی می توانید دوستان جدید
پیدا کنید.

خاکستری
جذاب و فعال هستید، شما هرگز احساستان را پنهان نمی کنید
و هر آنچه را که درونتان است آشکار می سازید. اما ضمنا
میتوانید خودخواه هم باشید. می خواهید مورد توجه باشید و
نمی خواهید بطور نا برابر با شما برخورد شود. میتوانید
روز مردم را روشن کنید. شما میدانید در زمان مناسب چه
بگویید و خوش اخلاق هستید.

سبز
خیلی خوب با افراد تازه کنار می آیید. در واقع آدم
خجالتی ای نیستی اما گاهی اوقات با کلماتت به عواطف مردم
آسیب می رسانید. دوست دارید تا مورد توجه و علاقه کسی
باشید که دوستش دارید ولی اغلب تنهایید و به انتظار فرد
مورد نظرت می مانید.


طلائی
شما میدانید چه چیزی درست و چه چیزی نادرست است. آدم
بشاشی هستید و زیاد بیرون میروید. بسیار سخت میتوانی فرد
مورد نظرت را پیدا کنی اما وقتی او را یافتی تا سالیان
متمادی دوباره عاشق نمی شوی.

صورتی
شما همواره در تلاشید تا در هر چیزی بهترین باشید و دوست
دارید به سایرین کمک کنید. اما به سادگی قانع نمی شوی.
دارای افکاری منفی هستید و در جستجوی عشقی شورانگیز
مانند آنچه در قصه هاست هستید.

زرد
شما شیرین و بیگناهید ، مورد اعتماد بسیاری از مردم ،
و دارای رهبریتی قوی در ارتباطاتتا ن هستید. شما خوب تصمیم
میگیرید و انتخاب درستی در زمان مناسب می گیرید. همواره
در افکار داشتن روابط عاشقانه بسر می برید.

خرمائی
باهوشید و میدانید چه چیزی درست است. میخواهید همه چیز
را مطابق میل خود کنید که گاهی میتواند بدلیل عدم توجه
به نظر دیگران مشکل ساز باشد. اما در مورد عشق صبور
هستید. وقتی فرد مورد نظرتان را یافتید برایتان دشوار
است فرد بهتری پیدا کنید.

نارنجی
در مقابل اعمالتان مسئولیت پذیر هستید، می دانید چگونه
با مردم رفتار کنید. همواره اهدافی برای دستیابی به آنها
دارید و حقیقتا برای رسیدن به آنها تلاش میکنید ، فردی
آماده رقابت هستید. دوستانتان برایت بسیار مهم هستند و
قدر آنچه را که دارید میدانید، گاهی اوقات واکنشتان
زیادی شدید است و علت آن نیز احساساتی بودنتان است.

ارغوانی
اسرار آمیز هستید، بهیچوجه خودخواه نیستید ، زود و آسان
نظرتان جلب میشود. روزتان با توجه به خلقتان میتواند
غمگین یا خوش باشد. بین دوستان محبوب هستید اما میتوانید
دست به عمل احمقانه ای نیز بزنید ، بسادگی امور را
فراموش میکنید. بدنبال شخصی هستید که قابل اعتماد باشد.

لیموئی
آرام هستید، اما بسادگی عصبانی می شوید. به آسانی حسادت
می ورزید و در مورد چیزهای کوچک اعتراض میکنید، نمی
توانید به یک کار بچسبید اما دارای شخصیتی هستید که
اعتماد و علاقه همه را جلب میکند.

نقره ای
خیال پرداز و بامزه اید ، دوست دارید چیز های جدید را
بیازمایید. علاقه دارید خود سازی کنید و بسادگی می
آموزید، براحتی میتوان با شما صحبت کرد و شما نصایح خوبی
میدهید. وقتی موضوع دوستی است متوجه میشوید نمی توان به
کسی اعتماد کرد، اما وقتی دوستان واقعی خود را یافتید تا
پایان عمر به آنها اعتماد میکنید.

سیاه
شما یک مبارز هستید و دارای انگیزه اید. اما تغییر در
زندگی را نمی پسندید. زمانی که تصمیمی گرفتید، روی
تصمیمتان تا مدتها پای می فشارید. زندگی عشقی شما نیز
توام با مبارزه است و مثل همه نیست.

زیتونی
شما روشن قلب و آدم گرمی هستید. همراه خوبی برای فامیل و
دوستانید. خشونت را نمی پسندید و میدانید چه چیزی درست
است. شما مهربان و بشاش هستید اما بسادگی به مردم حسادت
نورزید.


قهوه ای
فعال و ورزشکارید ، برای دیگران مشکل است که به
شما نزدیک شوند. زمانی که متوجه میشوید نمی توانید به
چیزی که میخواهید دستیابید ،‌ بسادگی تسلیم شده آنرا رها
میکنید.

آبی
اتکا به نفس کمی دارید و خیلی ایرادی هستید. هنرمند
هستید و دوست دارید عاشق شوید ، اما میگذارید عشقتان از
دستتان برود چون در این مورد از مغزتان فرمان میگیرید نه
از قلبتان.

سرمه ای
شما جذابید و عاشق زندگی خود هستید ، نسبت به همه
چیز دارای احساسی قوی هستید و خیلی زود گیج میشوید
زمانی که از دست شخص یا اشخاصی عصبانی می شوید برایتان
مشکل است آنها را ببخشید.

سفید
شما آرزو و اهدافی در زندگی دارید زود حسادت می ورزید
نسبت به دیگران متفاوت و گاهی اوقات عجیب هستید اما همه
این حالت شما را دوست دارند.

کبود
احساسات شما بسادگی و ناگهانی تغییر میکند اغلب تنها
هستید ، مسافرت را دوست دارید. انسان صادقی هستید ولی
حرف مردم را زود باور میکنید.



+ نوشته شده توسط .•´* `•\/\/•´*`•. در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 و ساعت 18:30 |

بچه ها میخواستن زنگ بزنن بیدارت کنن!خواستم بدونی اگه کسی زنگ زد بچه هان، بیدار نشی یه وقت

 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

 

راستی اینکه میگن بگیر بخواب چی رو باید بگیریم؟

خب بی خیال حالا بگیر بخواب

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤


ببخشید مزاحم شدم. میخواستم بدونم شبا که میخوابی گوشیتو خاموش میکنی که کسی اینجوری سر کارت نزاره؟؟

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤


بسمه تعالی

غرض از این
sms مزاحمت بود که به حمدالله حاصل شد.

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤


از اونجایی که شتر در خواب بیند پنبه دانه گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه وظیفه ی خودم دونستم بیدارت کنم . آخه داشتی بالشتتو میخوردی     

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤


2 ساعت تا اذون صبح مونده گفتم شاید بخوای نماز شب بخونی وگرنه بخواب تاصبح خیلی مونده


¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

مشترک گرامی این اس ام اس به منظور بیدار کردن شما می باشد لطفا لبخند بزنید

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

خودم خوابم نمی برد ....................................

گفتم شاید تو هم نخوابیدی ............................

نمی دونستم خوابی....................................

بگیر بخواب ..............................................


¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

امیدوارم امشب که می خوابی قشنگترین و بهترین آدم دنیا رو ببینی ولی سعی کن بهش عادت نکنی چون من هر شب نمی تونم بیام تو خوابت.

 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤


 

نميدانم تا كدامين طلوع خواهم ماند و در كدامين غروب خواهم رفت اما دوست دارم تا آخرين لحظه بودنم تو را . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . سر كار بزارم! ...

 

+ نوشته شده توسط m در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 و ساعت 11:40 |

مناجات خواجه عبدالله رایانه ای (2)

ای خدا HARD دلم FORMAT مکن / FILD من را خالی برکت مکن

OPTION غم را خدايا ON مکن / FILE اشکم را خدايا RUN مکن

DELTREE کن شاخه های غصه را / سردی و افسردگی را هرسه را

JUMPER شادی بيا تا SET کنيم / سيستم اندوه را RESET کنيم

نام تو
PASSWORD درهای بهشت / آدرس E-MAIL سايت سرنوشت

ای خدا روز عزل
CAD داشتی /MOUSE داشتی تو مگر PAD داشتی؟

که چنين طرح
D3 می‌زدی / طرح خود بر روی CD می‌زدی؟

تا نيفتد
BUG در انديشه‌مان / تا که ويروسی نگردد ريشه‌مان

ای خدا از بهر ما ايمن فرست / بهر دلهای پرآتش
FAN فرست

ای خدا حرف دلم با کی زنم؟ /
HELP می‌خواهم که F1 می‌زنم!

+ نوشته شده توسط m در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 و ساعت 13:46 |

چرا نمی توان نماز را به فارسی خواند؟

 

 

 

دکتر محمد جواد شریعت

 

روزی ما را به نزد یکی از روحانیون آن زمان بردند و آن فرد روحانی وقتی فهمید ما به زبان فارسی نماز می‏خوانیم به طرز اهانت‏ آمیزی، ما را کافر و نجس خواند و این عمل او ما را در کارمان راسخ‏تر و مصرتر ساخت.

 

 

حکیم فرزانه، فقیه بزرگوار و معلم اخلاق حضرت آیت ‏الله العظمی حاج‏ آقا رحیم ارباب از علمای بزرگ اصفهان و استادی مسلم در تمام علوم اسلامی متداول از جمله حکمت، ادبیات، تفسیر، کلام، هیئت، ریاضی و فقه و اصول بود. آن بزرگوار علاوه بر دانش سرشار، فردی عارف، پرکار، مؤدب، متواضع و در مجموع الگو و نمونه‏ای از یک انسان کامل بوده، همواره رفتار و برخوردهای ایشان با مردم زبانزد خاص و عام است.

 

سال یکهزار و سیصد و سی و دو شمسی بود. من و عده‏ ای از جوانان پرشور آن روزگار پس از تبادل ‏نظر و بحث و مشاجره به این نتیجه رسیده بودیم که چه دلیلی دارد که ما نماز را به عربی بخوانیم؟ چرا نماز را به زبان فارسی نخوانیم؟ و عاقبت تصمیم گرفتیم که نماز را به فارسی بخوانیم و همین‏کار را هم کردیم.

 

والدین، کم‏کم از این موضوع آگاهی یافتند و به فکر چاره افتادند. آنها هم پس از تبادل‏ نظر با یکدیگر تصمیم گرفتند که اول خودشان با نصیحت کردن ما را از این کار باز دارند و اگر مؤثر نبود راه دیگری برگزینند، چون پند دادن آنها مؤثر نیفتاد روزی ما را به نزد یکی از روحانیون آن زمان بردند و آن فرد روحانی وقتی فهمید ما به زبان فارسی نماز می‏خوانیم به طرز اهانت‏ آمیزی، ما را کافر و نجس خواند و این عمل او ما را در کارمان راسخ‏تر و مصرتر ساخت.

 

عاقبت یکی از پدران، آنها را یعنی والدین دیگر افراد را به این فکر انداخت که ما را به محضر حضرت آیت‏ الله حاج ‏آقا رحیم ارباب ببرند و این فکر مورد تأیید قرار گرفت و روزی آنها نزد حضرت ایشان می‏روند و موضوع را با ایشان درمیان می‏گذارند و ایشان دستور می‏دهند که در وقت معینی ما را به خدمت آقای ارباب راهنمائی کنند.

 

در روز موعود ما را که تقریباً پانزده نفر می‏شدیم به محضر مبارک ایشان بردند. در همان لحظه اول چهره نورانی و لبان خندان ایشان ما را مجذوب خود ساخت و آن بزرگمرد را غیر از دیگران یافتیم و دانستیم که اکنون با شخصیتی استثنایی مواجه هستیم.

 

ایشان در آغاز دستور پذیرایی از همه ما را صادر فرمودند، سپس رو به والدین ما کردند و فرمودند شما که نماز را به فارسی نمی‏خوانید فعلاً تشریف ببرید و ما را با فرزندانتان تنها بگذارید. وقتی آنها رفتند حضرت آیت‏ الله ارباب رو به ما کردند و فرمودند بهتر است شما یکی‏یکی خودتان را به من معرفی کنید و هر کدام بگوئید که در چه سطح تحصیلی هستید و در چه رشته‏ ای درس می‏خوانید.

 

پس از آن که امر ایشان را اطاعت کردیم، به تناسب رشته و کلاس هر کدام از ما پرسشهای علمی طرح کردند و از درس هایی از قبیل جبر و مثلثات و فیزیک و شیمی و علوم طبیعی مسائلی پرسیدند که پاسخ اغلب آنها از عهده درس های نیم‏ بندی که ما خوانده بودیم خارج بود، اما هر یک از ما از عهده پاسخ پرسشهای ایشان برنمی‏آمد، با اظهار لطف حضرت ارباب مواجه می‏شد که با لحن پدرانه‏ ای پاسخ درست آن پرسشها را خودشان می‏فرمودند.

 

اکنون ما می‏فهمیم که ایشان با طرح این سئوالات قصد داشتند ما را خلع سلاح کنند و به ما بفهمانند که آن دروس جدیدی را که شما می‏خوانید من بهترش را می‏دانم ولی به آنها مغرور نشده‏ام. پس از اینکه همه ما را خلع سلاح کردند به موضوع اصلی پرداختند و فرمودند: والدین شما نگران شده‏اند که شما نمازتان را به فارسی می‏خوانید، آنها نمی‏دانند که من کسانی را می‏شناسم که، نعوذبالله، اصلاً نماز نمی‏خوانند.

 

شما جوانان پاک اعتقادی هستید که هم اهل دین هستید و هم اهل همت. من در جوانی می‏خواستم مثل شما نماز را به فارسی بخوانم اما مشکلاتی پیش آمد که نتوانستم به این خواسته جامه عمل بپوشم، اکنون شما به خواسته دوران جوانی من لباس عمل پوشانیده‏ اید، آفرین به همت شما. اما من در آن روزگار به اولین مشکلی که برخوردم ترجمه صحیح سوره حمد بود که لابد شما آن مشکل را حل کرده‏اید.

 

اکنون یک نفر از شما که از دیگران بیشر مسلط است به من جواب دهد که بسم ‏الله الرحمن الرحیم را چگونه ترجمه کرده است. یکی از ما به عادت محصلین دستش را بالا گرفت و داوطلب پاسخ به حضرت آیت‏ الله ارباب شد. جناب ایشان با لبخند فرمودند که خوب شد که طرف مباحثه ما یک نفر است، زیرا من از عهده پانزده جوان نیرومند برنمی‏آمدم. بعد رو به آن جوان کردند و فرمودند: خوب بفرمائید که بسم‏ الله را چگونه ترجمه کرده‏اید؟ آن جوان گفت بسم‏ الله الرحمن الرحیم را طبق عادت جاری ترجمه کرده‏ایم: به نام خداوند بخشنده مهربان.

 

حضرت ارباب با لبخندی فرمودند: گمان نکنم که ترجمه درست بسم‏ الله چنین باشد. در مورد «بسم» ترجمه «به ‏نام» عیبی ندارد. اما «الله» قابل ترجمه نیست زیرا اسم عَلَم (=خاص) است برای خدا و اسم عَلَم را نمی‏توان ترجمه کرد. مثلاً اگر اسم کسی «حسن» باشد نمی‏توان به او گفت «زیبا». درست است که ترجمه «حسن» زیباست اما اگر به آقای حسن بگوئیم آقای زیبا حتماً خوشش نمی‏آید. کلمه الله اسم خاص است که مسلمانان بر ذات خداوند متعال اطلاق می‏کنند، همان‏گونه که یهود خدای متعال را «یهوه» و زردشتیان «اهورامزدا» می‏گویند. بنابراین نمی‏توان «الله» را ترجمه کرد، بلکه باید همان لفظ جلاله را به کار برد.

 

خوب «رحمن» را چگونه ترجمه کرده‏ اید؟ رفیق ما پاسخ داد که رحمن را بخشنده معنی کرده‏ایم. حضرت ارباب فرمودند که این ترجمه بد نیست ولی کامل هم نیست زیرا رحمن یکی از صفات خداست که شمول رحمت و بخشندگی او را می‏رساند و این شمول در کلمه بخشنده نیست، یعنی در حقیقت رحمن یعنی خدائی که در این دنیا هم بر مؤمن و هم بر کافر رحم می‏کند و همه را در کنف لطف و بخشندگی خود قرار می‏دهد از جمله آن که نعمت رزق و سلامت جسم و امثال آن عطا می‏فرماید. در هر حال ترجمه بخشنده برای رحمن در حد کمال ترجمه نیست.

 

خوب، رحیم را چطور ترجمه کرده‏ اید؟ رفیق ما جواب داد که رحیم را به «مهربان» ترجمه کرده ‏ایم. حضرت آیت‏ الله ارباب فرمودند: اگر مقصودتان از رحیم من بودم (چون نام مبارک ایشان رحیم بود) بدم نمی‏آمد که اسم مرا به «مهربان» برگردانید؛ اما چون رحیم کلمه‏ ای قرآنی و نام پروردگار است باید آن را غلط معنی نکنیم. باز هم اگر آن را به «بخشاینده» ترجمه کرده بودید راهی به دهی می‏برد، زیرا رحیم یعنی خدایی که در آن دنیا گناهان مؤمنان را عفو می‏کند و صفت «بخشایندگی» تا حدودی این معنی را می‏رساند.

 

بنابر آنچه گفته شد معلوم شد که آنچه در ترجمه «بسم ‏الله» آورده‏اید بد نیست ولی کامل نیست و از جهتی نیز در آن اشتباهاتی هست و من هم در دوران جوانی که چنین قصدی را داشتم به همین مشکلات برخورد کردم و از خواندن نماز به فارسی منصرف شدم، تازه این فقط آیه اول سوره حمد بود اگر به بقیه آیات بپردازیم موضوع خیلی غامض‏تر از این خواهد شد. اما من عقیده دارم شما اگر باز هم به این امر اصرار دارید، دست از نماز خواندن به فارسی بر ندارید، زیرا خواندنش بهتر از نخواندن نماز به‏ طور کلی است.

 

در اینجا، همگی شرمنده و منفعل و شکست‏ خورده به حال عجز و التماس از حضرت ایشان عذرخواهی می‏کردیم و قول می‏دادیم که دیگر نمازمان را به فارسی نخوانیم و نمازهای گذشته را نیز اعاده کنیم، اما ایشان می‏فرمودند که من نگفتم نماز به عربی بخوانید، هرطور دلتان می‏خواهد نماز بخوانید، من فقط مشکلات این کار را برای شما شرح دادم.

 

ولی ما همه عاجزانه از پیشگاه ایشان طلب بخشایش می‏کردیم و از کار خود اظهار پشیمانی می‏نمودیم. حضرت آیت‏ الله ارباب با تعارف میوه و شیرینی مجلس را به پایان بردند و ما همگی دست مبارک ایشان را بوسیدیم و در حالیکه ایشان تا دم در ما را بدرقه می‏کردند از ایشان خداحافظی کردیم و در دل به عظمت شخصیت ایشان آفرین می‏گفتیم و خوشحال بودیم که افتخاری چنین نصیب ما شد که با چنین شخصیتی ملاقات کنیم. نمازها را اعاده کردیم و دست از کار جاهلانه خود برداشتیم بنده از آن به بعد گاه گاهی به حضور آن جناب می‏رسیدم و از خرمن علم و فضیلت ایشان خوشه ‏ها برمی‏چیدم.

 

وقتی در دوره دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران به تحصیل مشغول بودم، گاهی حامل نامه‏ ها و پیغامهای استاد فقید، مرحوم بدیع‏ الزمان فروزانفر برای ایشان می‏شدم و پاسخهای کتبی و شفاهی حضرت آیت ‏الله را برای آن استاد فقید می‏بردم و این خود افتخاری برای بنده بود.

 

گاهی نیز ورقه‏ های استفتائی که به محضر آن حضرت رسیده بود روی هم انباشته می‏شد و آن جناب دستور می‏دادند که آنها را بخوانم و پاسخ آنها را طبق نظر آن حضرت بنویسم و پس از خواندن پاسخ اگر اشتباهی نداشت آن را مهر می‏کردند که در این مرحله با بزرگواریهای زیاد از سوی آن حضرت مواجه شدم که اکنون مجال بیان آنها فراهم نیست. خدایش بیامرزد و او را غریق دریای رحمت خویش کند. «انّه کریمٌ رحیم».

 

منبع: سرزمین آرزوها

+ نوشته شده توسط m در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 و ساعت 12:13 |

 

+ نوشته شده توسط m در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 و ساعت 9:6 |

 

+ نوشته شده توسط m در شنبه دوازدهم مرداد 1387 و ساعت 7:37 |

قصه نیستم، که بگویی... نغمه نیستم، که بخوانی... صدا نیستم، که بشنوی... یا چیزی چنان که ببینی... یا چیزی چنان که بدانی ... من درد مشترکم.. مرا فریاد کن..

++++++++++++++++++++++++++++++++

وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن ...به صد خاكستري در دامن پروانه ميريزد...نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم... گل عشقش درون دامن بيگانه ميريزد

++++++++++++++++++++++++++++++++

نگاه ساکت باران به روي صورتم دزدانه ميلغزد ولي باران نمي داند که من دريايي از دردم به ظاهر گر چه مي خندم ولي اندر سکوتي تلخ مي گريم

++++++++++++++++++++++++++++++++

يه دوست خوب توي اين دنياي بد مثل يه فنجون قهوه مي مونه نمي تونه فضا رو گرم كنه ولي دلت رو گرم مي كنه

++++++++++++++++++++++++++++++++

مي شه بعضي ها رو مثل اشک از چشمات بندازي.... اما نمي توني جلوي اشکي رو بگيري که با رفتن بعضي ها از چشمات جاري مي شه...

 

++++++++++++++++++++++++++++++++

 

يک روز عشقت را دزديدم و براي اينکه جاي مطمئني داشته باشد آن را در قلبم پنهان کردم .غافل از اينکه روزي براي پس گرفتن آن قلبم را خواهي شکست

 

++++++++++++++++++++++++++++++++

اگر رفتم تو يادم کن. اگر مردم تو خاکم کن. اگر ماندم در اين دنيا، به مهر خود تو شادم کن

 

++++++++++++++++++++++++++++++++

اي دوست دلت هميشه زندان من است آتشكده عشق تو از آن من است آن روز كه لحظه وداع من و توست آن شوم ترين لحظه پايان من است

 

+ نوشته شده توسط m در پنجشنبه دهم مرداد 1387 و ساعت 21:2 |

+ نوشته شده توسط m در پنجشنبه دهم مرداد 1387 و ساعت 10:38 |
عید مبعث بر همه مسلمانان مبارک باد.......

چند حکايت

 

منوچهر تيمورتاش تعريف مي‌كند اين واقعه خنده‌آور مدتي مرا خندانيده است، چندي قبل در يك مجلس شب‌نشيني يكي از رجال با خانمش در رقص شركت كردند. خانم ضمن رقص پي‌برده كه شلوار شوهرش شكافي برداشته است. او را به اشاره به اطاق كوچك ديگري برد و دستور داد فورا آنرا بيرون آورد تا آنرا كوك بزند. اتفاقا در اين حين دو سه نفر خانم ديگر براي تجديد توالت وارد آن اطاق شدند و خانم ناگزير شد شوهر خود را پشت دري كه احتمال مي‌داد در كمد ديواري باشد پنهان كند و خودش پشت آن به ايستد. در اين موقع صداي موزيك قطع شد و خنده دسته ‌جمعي شديد شروع شد و صداي فرياد و استغاثه پشت در كمد بلند شد، آن خانم چون در را باز كرد ديد شوهرش را با آن وضع وارد سالن رقص كرده و در را پشت سر او بسته است!

 

حكيمي بر سر راهي مي‌گذشت. ديد پسر بچه‌اي گربه خود را در جوي آب مي‌شويد. گفت: گربه را نشور، مي‌ميرد! بعد از ساعتي كه از همان راه بر مي‌گشت ديد كه بعله...! گربه مرده و پسرك هم به عزاي او نشسته. گفت: به تو نگفتم گربه را نشور، مي‌ميرد؟ پسرك گفت: برو بابا، از شستن كه نمرد، موقع چلاندن مرد!

 

گويند: پسري قصد ازدواج داشت. پدرش گفت: بدان ازدواج سه مرحله دارد. مرحله اول ماه عسل است كه در آن تو صحبت مي‌كني و زنت گوش مي‌دهد. مرحله دوم او صحبت مي‌كند و تو گوش مي‌كني، اما مرحله سوم كه خطرناكترين مراحل است و آن موقعي است كه هر دو بلند بلند داد مي‌كشيد و همسايه‌ها گوش مي‌كنند!

 

روزي شخصي پيش بهلول بي‌ادبي نمود. بهلول او را ملامت كرد كه چرا شرط ادب به جا نياري؟ او گفت: چه كنم آب و گل مرا چنين سرشته‌اند، گفت: آب و گل تو را نيكو سرشته‌اند، اما لگد كم خورده است! (تنبيه و تربيت نشده‌اي)

 

مردي مي‌خواست زنش را طلاق دهد. دوستش علت را جويا شد و او گفت: اين زن از روز اول هميشه مي خواست من را عوض كند. مرا وادار كرد سيگار و مشروب را ترك كنم. لباس بهتر بپوشم، قماربازي نكنم، در سهام سرمايه‌گذاري كنم و حتي مرا عادت داده كه به موسيقي كلاسيك گوش كنم و لذت ببرم! دوستش گفت: اينها كه مي‌گويي كه چيز بدي نيست! مرد گفت: ولي حالا حس مي‌كنم كه ديگر اين زن در شان من نيست!

 

+ نوشته شده توسط m در چهارشنبه نهم مرداد 1387 و ساعت 11:35 |

معجزات سینمایی!

 

1- همیشه جای پارک در کنار یا روبروی ساختمانی که کار دارید، یافت می‌شود.



2- هنگام پرداخت کرایه تاکسی، لازم نیست به کیف پولتان نگاه کنید، تصادفی اسکناسی در بیاورید و آن را به راننده بدهید. بی‌شک درست پرداخته‌اید.
 


3- اخبار تلویزیونی درست در لحظه پخش، به ماجرایی می‌پردازد که بر زندگی شما تاثیر دارد

 

4- باید به دنبال صدای موسیقی ترسناک یا سر و صداهای دلهره‌آوری که از گورستان بیرون می‌آید، بروید و از نزدیک در مورد آن به تحقیق بپردازید.



5- هر قفلی را می‌توانید با یک کارت‌اعتباری یا گیره‌ی کاغذ ظرف چند ثانیه باز کنید، مگر اینکه قفل درب ساختمان در حال سوختن ا‌ست که کودکی هم پشت آن گیر کرده است.



6- اگر تصمیم به رقص در خیابان بگیرید، روی هر کسی دست بگذارید، طرف هم تمام مراحل رقص شما را فوت آب است.
 


7- همه‌ی بمب‌ها مجهز به تایمر الکترونیکی همراه با صفحه‌ی نمایشگر دیجیتال قرمز رنگ درشت هستند، تا شما زمان دقیق انفجار را بدانید.
 


8- اگر شما باید نقش یک سرباز آلمانی را بازی کنید، لازم نیست آلمانی یاد بگیرید، فقط انگلیسی را با لهجه آلمانی حرف بزنید. همینطور سربازان آلمانی بین خودشان که هستند فقط انگلیسی صحبت می‌کنند. .

 

+ نوشته شده توسط m در سه شنبه هشتم مرداد 1387 و ساعت 7:57 |

یارو میره کارواش بهش میگن پس ماشینت کو؟میگه راه نزدیک بود پیاده اومدم

--------------------------------------------------------------------

به یارو ميگن اذون بگو ميگه همه چيز با يك نگاه شروع شد

--------------------------------------------------------------------

چوپونه با گوسفنداش قهر مي كنه اونا رو مي بره چمن مصنوعي

--------------------------------------------------------------------

بچه ها توی کلاس داشتند سر و صدا میکردند که ناظم میاد تو با عصبانیت میگه:

اینجا طویله است؟ یکی از بچه ها میگه: نه آقا اشتباهی آمدید!

--------------------------------------------------------------------

یارو میره دزدی، صاحب‌خونه پا میشه میگه کیه اون جا؟ یارو میگه: هیشکی،

گربه‌ست، بعععععع

--------------------------------------------------------------------

تفاوت ديدگاه سگ و گربه نسبت به انسان: سگ: اون به من غذا و آب مي ده . برام

جاي خواب درست مي کنه. باهام مهربونه و بازي مي کنه . اون بايد خدا باشه! گربه: اون

به من غذا و آب مي ده . برام جاي خواب درست مي کنه . باهام مهربونه و بازي مي کنه .

من بايد خدا باشم!

--------------------------------------------------------------------

به يکي ميگن با بالش جمله بساز. ميگه رفته بودم شکار يه پرنده ديدم با تير زدم تو

بالش. ميگن نه با اون بالش جمله بساز. ميگه يه روز رفته بودم شکار يه پرنده ديدم با

تير زدم تو اون بالش. ميگن اصلا با تشک جمله بساز. ميگه رفته بودم شکار يه پرنده

ديدم توشک بودم با تير بزنم به اين بالش يا اون بالش

--------------------------------------------------------------------

بيا مثله 2 تا کبوتر پر بکشيم و بريم روي بلند ترين درخت لونه کنيم

بعد تو تخم بذار منم ميرم گوجه ميخرم 1 املت بزنيم تو رگ! !

--------------------------------------------------------------------

يه ضرب المثل چيني ميگه: اگه از دوران مجردي لذت نميبري ازدواج کن!! اون وقت

حتما" از فکــــــــر کردن به دوران مجردي ات لذت می بری

+ نوشته شده توسط m در یکشنبه ششم مرداد 1387 و ساعت 10:43 |

گرايش به «روسري» در صنعت مد غربي

«روسري» به سرعت در حال تبديل شدن به يک مد جديد در «صنعت فشن» غرب است و مشهورترين طراحان مد اروپا نگاه ويژه‌اي به استفاده از اين پوشش در طراحي لباس دارند.

 

پايگاه خبري اسلام آنلاين در گزارشي به رواج استفاده از روسري در صنعت مد پرداخت و نوشت: مشهورترين توليدکنندگان و طراحان صنعت مد اکنون جذابيت روسري را به منزله بازگشت «زيبايي و نجابت» توصيف مي‌کنند.

 

دومنيکو دولچه، طراح مد و يکي از موسسان سالن مد ايتاليا (دولچه و گابانا، D&G) مي‌گويد: ما مي‌خواهيم روسري را احيا کنيم.

 

وي مي‌افزايد: علاقه‌منديم به روسري جان تازه‌اي ببخشيم و آن را به نسل جوان‌تر معرفي کنيم.

 

بنا بر اين گزارش، در حال حاضر خانه مد مشهور D&G در ايتاليا و ساير اسامي بزرگ صنعت مد همچون «ورا وانگ»، «پاول اسميت» و «جين پاول گالتير» در امر ارائه مد جديد (روسري) در طرح‌هاي خود پيشتاز هستند.

 

در طول نمايش‌هاي پاييزي و زمستاني در سطح اروپا بسياي از مارک‌هاي مشهور صنعت مد اقدام به عرضه روسري کردند.

 

دولچه مي‌گويد: هدف ما اين است که شکل تازه و مدرني به روسري ببخشيم.

 

به نوشته اسلام آنلاين، مد جديد براي مشتريان نيز جذابيت دارد و توجه آنها را به خود جلب کرده است.

 

«هرمس»، سالن فشن بزرگ فرانسه در پاريس که به خاطر طراحي انواع روسري‌هاي ابريشمي مشهور است اخيرا شاهد افزايش فروش خود بوده است.

 

«الکساندر»، طراح مد هرمس نيز از افزايش غيرمعمول فروش انواع روسري به نسل جوان خبر مي‌دهد.

 

به دنبال چنين تقاضاي فزاينده‌اي است که طراحان به فکر تنوع در طراحي و توليد روسري در مجموعه‌هاي خود افتاده‌اند.

 

«گايا جداس»، سردبير مجله معروف مد «هارپر بازار» گفت: تصور مي‌کنم در طول چند ماه آينده شاهد عرضه مقدار زيادي روسري باشيم.

 

بر پايه اين گزارش، کارشناسان صنعت مد بر اين باورند که روسري به افراد احساس زيبايي و حجب و حيا مي‌بخشد.

 

«دنيس نوتدرافت»، سرپرست موزه مد و پارچه لندن گفت: احياي روسري به منزله احياي نجابت و حجب و حياست.

 

وي البته معتقد است اين موضوع تازگي ندارد، زنان در قرون وسطي براي حفظ نجابت و پاکدامني خود روسري بر سر مي‌کردند.

 

علاوه بر اين، ديگر کارشناسان معتقدند روسري علاوه بر نجابت، حس زيبايي نيز به ظاهر فرد مي‌بخشد.

 

به گفته آنها مشتريان مي‌خواهند زنان مشهوري همچون «گريس کلي » ستاره سينماي آمريکا را که روسري بر سر مي‌کند، الگوي خود قرار دهند.

 

الکساندر مي‌گويد: بخش عمده مشتريان مسلمان هستند که روسري را به عنوان يک دستور ديني بر سر مي‌کنند اما تعداد زيادي از مشتريان نيز غيرمسلمان هستند که به دنبال يک ظاهر موقر و آراسته مي‌گردند.

 

+ نوشته شده توسط m در شنبه پنجم مرداد 1387 و ساعت 8:26 |

نامه ای از مادر غضنفر به پسرش

گضنفر جان سلام! ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد.
اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد.
بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند،
* آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند
وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب کشي کرديم. پدرت توي صفحه حوادت خوانده
بود که بيشتر اتفاقا توي 10 کيلومتري خانه ما اتفاق ميافته. ما هم 10
کيلومتر اينورتر اسباب کشي کرديم.
اينجوري ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودي پول روزنامه بدهد.
آدرس جديد هم نداريم. خواستي نامه بفرستي به همان آدرس قبلي بفرست.
پدرت شماره پلاک خانه قبلي را آورده و اينجا نصب کرده که دوستان و فاميل اگه خواستن
بيان اينجا به همون آدرس قبلي بيان
آب و هواي اينجا خيلي خوب نيست. همين هفته پيش دو بار بارون اومد.
اوليش 4 روز طول کشيد ،*دوميش 3 روز . ولي اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد
گضنفر جان،*آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جدا جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزي ها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم
پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز 800، 900 نفر آدم زير دستش هستن. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا، چمنهاي اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه
ببخشيد معطل شدي. جعفر خان کفاش رفته بود دستشويي حالا برگشت
اون يکي خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نميدونم بچه اش دختره يا پسره .
فهميدم بهت خبر ميدم که بدوني بالاخره به سلامتي عمو شدي يا دايي
راستي حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن.
حسن آقا هم طفلکي وقتي داشت زير دريا براي مرحوم پدرش قبرميکند نفس کم آورد و مرد!*شرمنده
همين ديگه .. خبر جديدي نيست
قربانت .. مادرت
راستي: گضنفر جان خواستم برات يه خرده پول پست کنم،  
ولي وقتي يادم افتاد که ديگه خيلي دير شده بود و اين نامه را برايت پست کرده بودم

+ نوشته شده توسط m در جمعه چهارم مرداد 1387 و ساعت 8:25 |

احمد رضا عابدزاده  بر طبق شناسنامه در 3 خرداد 1345 درشهرآبادان به دنيا امده ولي بزرگ شده شهر اصفهان است. البته خود وی تاریخ تولدش را چندین روز قبل از این تاریخ عنوان می کند.

 اولين تيم عابدزاده هلال احمر اصفهان بوده است.
درمهر سال 62اولين قهرمانيش را با تيم تام اصفهان درسن17سالگي جشن گرفت.
در مرداد64 اولين حضور در ليگ کشور را با تيم منتخب اصفهان در ليگ استاني قدس تجربه کرد.

اولين بازي ملي دراين سال باتيم ملي ب درمقابل روماني برای احمدرضا رقم خورد.

دي ماه65 دومين قهرماني باتام اصفهان را جشن گرفت.

 همچنين دراين سال اولين بازي رسمي را باتيم الف مقابل کويت درمقدماتي المپيک88انجام داد!


درتير66 براي انجام خدمت مقدس سربازي به تيم ژاندارمري تهران پيوست سپس درسال68مجددا به تام اصفهان برگشت!

درسال 69به استقلال تهران پيوست او دراين سال با استقلال به قهرماني کشور رسيد وهمچنين با همسرش که اهل اصفهان است ازدواج کرد.
درمهر سال69 با تيم ملي درمسابقات آسيايي 90 پکن بامهار 3 پنالتي دربازي فينال مقابل کره شمالي قهرمان آسيا شد.


قهرماني در جام باشگاه هاي آسيا با استقلال درسال70 ديگر افتخار عابدزاده در کلکسیون افتخارات فراوانش بود.

 همچنين دراين سال ودربهمن ماه به قهرماني ليگ باشگاههای فوتبال تهران به همراه استقلال رسيد.
او يک فصل ديگر هم براي استقلال بازي کرد وبعد از 3فصل حضور دراستقلال مجددا درسال72به اصفهان برگشت ويک فصل را هم در سپاهان اصفهان سپري کرد.

ولي درفروردين73 و درحالیکه به شدت از مسوولان باشگاه استقلال دلشکسته و دلگیر بود، با توجه به اینکه سران باشگاه وی را که با تیم استقلال مصدوم شده بود را بی پناه رها کرده بودند و حتی حق و حقوقش را پرداخت نکرده بودند به جهت تقبل کردن هزینه های درمانیش توسط امیر عابدینی مدیرعامل وقت پرسپولیس راهیی تیم پرسپولیس شد ولي چون مصدوم بود تا دي ماه بازي نکرد ودر3دي ماه اولين بازي رسمي اش رامقابل ملوان با پيراهن پرسپوليس برگزار کرد.

اولين قهرمانيش با پرسپوليس دردي ماه 74  درليگ پنجم آزادگان بدست آورد.

 وي همچنين دراين سال رکورد18بازي بدون گل را از خودش به جاي گذاشت که همچنان پابرجاست ودروازه باني نتوانسته است اين رکورد را جابه جا کند.


مجددا درتير76 ودرليگ ششم آزادگان پرسپوليس بابرد 3بر0استقلال قهرمان اين مسابقات شد.

 عابدزاده به همراه تيم ملي در آذر 76 به جام جهاني صعود کرد که به يادماندني ترين عکس العمل هاي عابدزاده باوجود مصدوميت دربازيهاي استراليا و ژاپن بود که از جان ودل از دروازه تيم ملي محافظت کرد.

             

 

درتير77 ودرمقابل آلمان درجام جهاني عابدزاده آخرين بازي ملي و78بازيش را انجام داد وبعد از آن ديگر درتيم ملي بازي نکرد.
عابدزاده درخرداد78 باز هم باپرسپوليس به قهرماني درليگ8آزادگان دست يافت در همين سال با برد 2بر1 استقلال به قهرماني در جام حذفي دست يافت ولي درآن بازيها عابدزاده مصدوم بود وداوود فنايي از دروازه پرسپوليس حراست مي کرد.

 آخرين حضور عابدزاده در فوتبال درسال 79 وباقهرماني پرسپوليس درليگ نهم آزادگان به پايان يافت و  در این سال بود که علی پروین که به نوعی هیچ گاه تاب تحملوی را نداشت که شخصی از وی محبوبتر باشد به بدترین شکل ممکن موجبات کنار گذاشته شدن وی از پرسپولیس را فراهم کرد.

این در حالیست که عابدزاده با این وجود همچنان از پروین به عنوان یکی از بهترین مربیانش یاد می کند.

 

 

متاسفانه مدتی بعد از کنارگذاشته شدن ناجوانمردانه اش از پرسپولیس دراثر حمله عصبي عابدزاده دچار مشکل شد و مدتها دربيمارستان بستري بود که عده ای که در صدد تخریب شخصیت وی بودند این بیماری وی را به مسائل موهوم اخلاقی نسبت دادند در صورتیکه عده ای دیگر علت این اتفاق را در فشارهایی  که طی سال گذشته از طرف سرمربی وقت پرسپولیس به وی وارد شده بود جستجو می کردند.

بعد از بستیر شدن عابدزاده در بیمارستان زنده کشان مرده پرست به یاد او افتادند و البته در این بین مردم  و هواداران عاشقش با دعاهای خیری که کردند او را دوباره به این دنیا بازگرداندند

 . در مورد شخصيت عابدزاده بايد عنوان کرد  که بسيار باهوش، مطمئن، خونسرد، با اعتماد به نفس فوق العاده است که حتي چند نفر از باتجربه هاي تيم ملي درمصاحبه هايي بارها عنوان کردند که ما در بازي بااستراليا واقعا خودمان باخته بوديم وتنها کسي که به ما روجيه داد وخود را  نباخت عابدزاده بود که با آن حرکات مثال زدنيش روحيه به بقيه منتقل کرد .
قدرت مديريت وفرماندهي تيم استعداد فوق العاده در خروج يک تيم از بحران وبه بالاترين درجه از اعتماد رساندن ي تيم ودر آخر بسيار محبوب ومتين وخير خواه که هنوز که هنوز است همه اورا به نام عقاب آسيا مي شناسند وبدون اغراق بايد گفت بهترين دروازه بان تاريخ فوتبال ايران هست. گرچه که عده ای این عنوان را شایسته ناصر حجازی می دانند!
عابدزاده بعد از چند سال از خداحافظيش از فوتبال باحضور دربازي پرسپوليس با بايرن مونيخ وباپيراهن پرسپوليس وبامربي قديميش سلطان علي پروين به طور رسمي از مسابقات رسمي خداحافظي کرد.

 

 منبع: گروه اینترنتی errooortm

+ نوشته شده توسط m در پنجشنبه سوم مرداد 1387 و ساعت 4:44 |

مختصری از زندگینامه ی مهدی مهدوی کیا

مهدی مهدوی کیا در روز دوم مرداد ماه 1356 در تهران متولد شد، او از بچگی علاقه زیادی به هندبال و فوتبال داشت اما از میان هندبال و فوتبال به خاطر علاقه خانواده اش فوتبال را برگزید و پس از درخشش در سطح محلات و آموزشگاه ها جذب باشگاه بانک ملی شد

 در دوران نوجوانی از زمینهای خاکی محله شان (دولاب) جذب باشگاه بازیکن ساز بانک ملی شد و با پشتکار مثال زدنی به باشگاه پرطرفدار پرسپولیس پیوست. قهرمانی در لیگ کشور و حضور در تیم ملی المپیک ایران مهمترین افتخارات او در سال 74 بودند.

 وضعیت مهدی در پرسپولیس، اوایل چندان جالب نبود اما با آمدن استانکو وضعیت به کلی تغییر کرد تا او ضمن تثبیت موقعیت خود در باشگاه محبوبش به تیم ملی امید ایران راه پیدا کند. افتخارات و موفقیتهای مهم ورزشی وی از سال 75 شروع شد و محمد مایلی کهن در موفقیتهای او سهم بزرگی دارد زیرا پس از محرومیت نعیم سعداوی پیستون راست تیم ملی، مایلی دست به ریسک بزرگی زد و مهدوی کیا مهاجم شناخته شده فوتبال کشورمان را به پیستون راست تیم ملی تبدیل کرد. پس از تثبیت موقعیت خود در باشگاه و تیم ملی کم کم خود را به عنوان یک مهره با ارزش در فوتبال ایران مطرح کرد و حضور در جام ملت های آسیا و قهرمانی پیاپی در لیگ ایران افتخاراتی بودند که در دومین سال حضورش در پرسپولیس رقم خوردند. در شروع سال 76 مهدی به عضویت ثابت تیم ملی درآمد و توانست با بازی های مقدماتی جام جهانی فرانسه نقش عمده ای را ایفا کند. در همین زمان او پس از خداحافظی فرشاد پیوس پیراهن شماره 17 پرسپولیس را از آن خود کرد

 مهدی با زدن دو گل به چین شایستگی های خود را اثبات کرد و گرچه در بازیهای بعدی در کار گلزنی کمتر موفق بود ولی حرکتهای پی در پی او که با سرعت ذاتی اش همراه بود بارها بلای جان حریفان شد. مهدی به همراه دیگر ملی پوشان فوتبال ایران در یکقدمی جام جهانی بودند که تیم دچار مشکلات درونی شد و از صعود مستقیم بازماند تا فوتبال ایران شانس خود را در پلی آف (بازیهای حذفی) آزمایش کند

        

باشگاه‌ها

 بانک ملی
 پرسپولیس تهران
 بوخوم
 هامبورگ
اینتراخت فرانکفورت
 

او در سال ۲۰۰۳ از طرف کنفدراسیون فوتبال آسیا به عنوان بازیکن برتر فوتبال آسیا شناخته شد. هواداران هامبورگ به او لقب موشک ایرانی داده بودند. مهدوی‌کیا در سال ۱۹۹۸ به باشگاه بوخوم پیوست و در سال ۱۹۹۹ به هامبورگ رفت و تا سال ۲۰۰۷ در این تیم عضویت داشت که با تمام شدن قرارداد خود به تیم اینتراخت فرانکفورت پیوست.

مهدوی‌کیا در مجموع ۲۲۳ بار در بوندس‌لیگا به میدان رفته است و ۲۹ گل به ثمر رسانده است

 

 

+ نوشته شده توسط m در چهارشنبه دوم مرداد 1387 و ساعت 6:33 |

چشمهای درشتت را که به من می دوزی و با لبهای بزرگ و با صدای رسا آواز می خوانی. از همیشه بیشتر دوستت دارم، تو واقعأ زیباترین قورباغه ای

--------------------------------------------------------------------

لبخند راهی است برای زیبا شدن

……….

 

…………

تو نیشت رو ببند! فایده نداره

--------------------------------------------------------------------

خدایی

.

جون من

.

مردونه چقدر خوشحال شدی اس ام اس من اومد؟

--------------------------------------------------------------------

اگر خواستی به یک خر بوس بدی، به نکات زیر توجه کن

.

.

.

خاک بر سرت! مگه می خوای به خر بوس بدی

--------------------------------------------------------------------

Sms عاشقانه از طرف حیف نون:

کاش مغز داشتم و مرگ مغزی می شدم و قلبم را به تو اهداء می کردم

--------------------------------------------------------------------

آیا شما با من زیر یک سقف

.

زیر چتر محبت

.

زیر سایه مهربانی

.

.

منچ بازی می کنید؟

--------------------------------------------------------------------

مرا هرجور خواهی در به در کن

جفایت را از این هم بیشتر کن

بزن با عشق خود آتش به جانم

ولی آتش نشانی را خبر کن!

--------------------------------------------------------------------

B.O.O.O.O.S

b.O.O.O.O.s

BüüüüüüS

BØØØØØØS

bUuUuUuUus

BooooooooS

bo.Oo.Oo.Oo.s

B.......oOo.....S

Böoöoösss

تنوع از ما، انتخاب از شما!

 

+ نوشته شده توسط m در سه شنبه یکم مرداد 1387 و ساعت 16:44 |