نگاهى عميق به عيد نوروز
عيد نوروز از جمله اعياد بسيار كهن است كه حرفهاى ضد و نقيض زيادى درباره آن گفته شده است: عده اى آن را عيد آتش پرستان دانسته(2) و عده اى بر اين باورند كه نوروز يكى از اعياد اسلامى است. هركدام از اين دو گروه براى خود ادله اى دارند كه در جاى خود از آن بحث خواهيم نمود. اين مطلب و چند عامل ديگر ما را بر آن داشت كه در اين موضوع مطالعاتى داشته باشيم:
عامل اول: وجود اين عيد به عنوان يكى از بزرگترين و با شكوه ترين اعياد در بين مردم كشور ما و برخى از كشورهاى همسايه.
عامل دوم: وجود احاديث كثيره در اين خصوص كه بى شك مى توان ادعاى تواتر آنها را نمود. بخصوص ما به احاديثى بر خورديم كه علل پيدايش اين عيد را بيان مى كنند.
سوم: ما هيچ كتاب فقهى را نيافتيم مگر اين كه در مورد اعمال نوروز از قبيل استحباب غسل, روزه, نماز در اين روز سخن گفته است.
اينها مطالبى نيست كه بتوان به آسانى از آنها گذشت, لااقل هر انسان خردمندى را وامى دارد كه ببيند اين عيد, كه آوازه آن, همه جا را فرا گرفته و يكى از اعياد رسمى كشور اسلامى مان است, از جنبه اسلامى و تاريخى پاى آن به كجا بند است؟
آيا عيدى است كه روز تاج گذارى و به قدرت رسيدن جمشيد, پادشاه ايران باستان را تداعى مى كند؟
يا عيدى است كه از اولين روز آفرينش و روزى كه از همه انسانها در روز الست به يگانگى خداوند متعال و نبوت پيامبر اسلام(ص) و ولايت امامان معصوم(عليهم السلام) عهد و پيمان گرفته شد, تداعى مى كند؟
چهارم: عامل ديگرى كه ما را به اين كار واداشت, و حتى دل خوشى ما هم همين بود, مى ديديم كه اين روز به على و اولاد آن حضرت (عليهم السلام) منتسب است به نحوى كه نوروز را نام مبارك على(ع) و اين روز را روز اهل بيت و شيعيان آنها مى نامند.
بخصوص در سالى تنفس كرديم كه بنا به فرموده مقام معظم رهبرى, هم در آغاز و هم در پايان خود, مزين به عيد مبارك غدير است, خيلى مناسب است كه ما اين سال را به اين مناسبت سال امام اميرالمومنين على بن ابى طالب(ع) بدانيم و بناميم و خودمان را به آن بزرگوار نزديك كنيم(3). اين مطلب ما را مصمم به تحقيق در اين مهم كرد كه شايد قدمى هرچند كوچك براى نزديكى به زواياى وجودى آن حضرت باشد. ان شإ الله.
به يارى خداوند متعال در اين نوشتار طى مباحثى مختلف از قبيل بحث روائى, فقهى, اصولى, تاريخى و رجالى پيرامون نوروز بحث مى نماييم.
گزيده اى از روايات در شإن و عظمت نوروز:
1 - به على(ع) هديه نوروزى عطا شد, فرمود: اين (هديه) چيست؟
گفتند: يا اميرالمومنين(هديه) روز نوروز است پس على(ع) فرمود: ((هر روز را براى ما نوروز بسازيد))(4).
2 - محمد بن سيرين مى گويد:به على (رضى الله عنه) هديه نوروزى عطا شد, فرمود: ((هر روز را روز پيروزى قرار دهيد)).
ابو اسامه مى گويد: (على) اكراه داشت از اين كه بگويد: (هر روزى) نوروز است))(5).
3 - اسماعيل بن حماد بن ابى حنيفه گفت: من اسماعيل پسر حماد پسر ابى حنيفه پسر نعمان پسر مرزبان از فرزندان آزاده فارس هستم. خدا اصلا ما را بنده قرار نداده است, جدم در سال هشتاد متولد شد, و او را پيش على بن ابى طالب(رضى الله عنه) بردند در حالى كه او كوچك بود, پس على براى جدم دعا كرد كه خداوند به او و به ذريه اش بركت بدهد و ما اميدواريم از جانب خدا كه اين دعا در حق ما به خاطر على مستجاب شده باشد.
اسماعيل بن حماد گفت: نعمان بن مرزبان, آن همان كسى است كه فالوذج را در روز نوروز به على هديه داد, پس على(ع) فرمود: هر روزى نوروز ماست))(6).
4 - نيز از او(على(ع)) نقل شده است كه به آن حضرت پالوده هديه دادند, فرمود:
به چه مناسبت است؟ گفتند: به مناسبت روز نوروز, فرمود: اگر قدر بدانيد پس هر روزى نوروز است))(7).
روايات ديگرى هم در اين خصوص داريم كه نشان مى دهد در آن زمان بسيارى از مردم به خدمت على(ع) هديه نوروزى مى برده اند و آن حضرت قبول مى فرمودند.
هديه ها غالبا عبارت بودند از شكر, پالوده, سمنو و گاه لباسهاى گرانبهاى زرباف كه در ظرفهايى از نقره مى گذاشتند و به خدمت آن حضرت مى بردند.
5 - معلى بن خنيس از امام صادق(ع) نقل مى كند كه فرمود:
همانا نوروز, همان روزى است كه پيامبر(ص) براى على(ع) در غدير خم از مردم عهد گرفت پس مردم اقرار كردند به ولايت پس خوشا به حال كسى كه به عهد خود ثابت قدم ماند و واى به حال كسى كه آن را شكست.
و آن همان روزى است كه رسول خدا(ص) على(ع) را به سوى وادى جن روانه كرد پس از آنها عهد و پيمان گرفت.
و آن همان روزى است كه على(ع) در آن روز بر اهل نهروان غالب شد و ذوالثديه را كشت.
و آن همان روزى است كه قائم ما اهل بيت و صاحب امر ظاهر خواهد شد و خداوند او را به دجال غلبه مى دهد, پس آن حضرت دجال را بر كناسه كوفه به دار مى كشد. و هيچ نوروزى نيست مگر آن كه ما در آن انتظار فرج را داريم, براى اين كه نوروز از ايام ماست, ايرانيان آن را حفظ كرده اند, و شما(عرب ها) آن را ضايع كرده ايد.
پس پيامبرى از پيامبران بنى اسرائيل از خداوند خواست كه زنده كند قومى را كه از ترس مرگ از خانه هايشان بيرون رفتند و آنها هزاران نفر بودند و خداوند همه آنها را بميراند.
پس خداوند به آن پيامبر وحى كرد كه در گورهاى آنها آب بريزيد, پس ريختن آب به آنها در همين روز بود پس زنده شدند و حال اين كه سى هزار نفر بودند پس آب ريختن در روز نوروز سنت قديمى گرديد, اما هيچ كس علت آن را نمى داند مگر راسخان در علم و آن اولين روز از سال ايرانيان است(8).
اين حديث و حديث بعدى كه معلى از امام صادق(ع) نقل كرده است, در چند كتاب روائى و فقهى آمده است كه در آنها اختلافاتى ديده مى شود ما در ميان اين چند كتاب به كتاب ((المهذب البارع)) اعتماد كرديم و حديث را از آنجا نقل كرديم به چند علت كه بعد در بحث سندى احاديث بيان مى شود و مرحوم مجلسى در بحار اين دو حديث را به يك سند متصلا نقل كرده است.
معلى گفت: امام(ع) اين حديث را به من املإ كرد و من از املإ امام نوشتم.
6 - و همچنين روايت شده از معلى گفت: وارد شدم بر ابى عبدالله(ع) در بامداد روز نوروز پس (حضرت) فرمودند:
اى معلى آيا اين روز را مى شناسى؟
گفتم: نه. و لكى روزيست كه ايرانيان از آن تجليل مى كنند و در آن به همديگر تبريك گفته و دعاى خير مى كنند.
فرمود: اين چنين نيست قسم به خانه كهن(كعبه) كه در دل (شهر) مكه است نيست اين روز مگر براى يك امر قديمى كه آن را براى تو تفسير مى كنم. تا اين كه از آن مطلع شو.
پس گفتم: اگر اين علمى را كه نزد شما را فرا گيرم براى من دوست داشتنى تر است از اين كه تا ابد زندگى كنم, و خداوند دشمنان شما را نابود كند.
فرمود: اى معلى روز نوروز همان روزيست كه خداوند در آن از بندگانش عهد گرفت كه او را عبادت كنند و هيچ چيزى را شريك او ندانند و اين كه به رسولان و انبيإ و اوليايش ايمان بياورند و آن اولين روزيست كه خورشيد در آن طلوع كرده, و بادهاى باردار كننده در آن وزيده است و گلها و شكوفه هاى زمين آفريده شده است. و آن روزيست كه كشتى نوح(ع) به كوه جودى قرار گرفته. و آن روزى است كه در آن قومى كه از ترس مرگ از خانه هاى خود خارج شدند و آنها هزارها نفر بودند پس خداوند آنها را ميراند و سپس آنها را در اين روز زنده كرد. و آن روزيست كه جبرئيل بر پيامبر(ص) نازل گرديد.
و آن همان روزيست كه ابراهيم(ع) بتهاى قوم خود را شكست. و آن همان روزيست كه رسول خدا(ص) اميرالمومنين على(ع) را بر دوش خود سوار كرد تا بتهاى قريش را از بالاى خانه خدا به پائين انداخت و آنها را خرد كرد(9).
7 - معلى بن خنيس از آقا امام صادق(ع) درباره نوروز روايت كرد فرمود:
هر وقت نوروز شد, پس غسل كن, و پاكيزه ترين لباسهايت را بپوش و خوش بو كن خود را با بهترين عطرهايت.
و آن روز را روزه بدار.
پس زمانى كه نافله هاى (نمازهاى ظهر و عصر) و خود نمازهاى ظهر و عصر را خوانديد پس بعد از اينها چهار ركعت نماز بخوان (به اين نحو:) در اول هر چهار ركعت سوره فاتحه الكتاب بخوان و ده بار سوره ((انا إنزلناه فى ليله القدر)) و در ركعت دوم فاتحه الكتاب و بعد ده مرتبه ((قل يا ايها الكافرون)) و در ركعت سوم فاتحه الكتاب و بعد ده مرتبه ((قل هو الله إحد)) و در ركعت چهارم فاتحه الكتاب و بعد ده مرتبه سوره ((ناس و خلق)) را بخوان.
و بعد از خواندن اين چهار ركعت (كه به رو ركعت بايد خوانده شود) سحده شكر كن و در سجده دعا كنه(برا يخودت) كه گناه پنجاه سال تو آمرزيده شود(10).
8 - روايت شده از نبى اكرم(ص) كه فرمود: براى على(ع) هفده اسم است.
پس ابن عباس گفت: يا رسول الله به ما خبر بده كه آن اسمإ چه هستند؟
پس پيامبر(ص) فرمود: اسم او نزد عرب ((على)) و نزد مادرش ((حيدره)) و در تورات ((اليا)) و در انجيل ((بريا)) و در زبور ((قريا)) و نزد روم ((بظرسيا)) و نزد فرس ((نيروز)) و نزد عجم ((شميا)) و نزد ديلم ((فريقيا)) و نزد كرور ((شيعيا)) و نزد زنج ((حيم)) و نزد حبشه ((تبير)) و نزد ترك ((حميرا)) و نزد ارمن ((كركر)) و نزد مومنين ((سحاب)) و نزد كافرين ((مرگ سرخ)) و نزد مسلمين ((وعد)) و نزد منافقين ((وعيد)) و نزد من ((طاهر مطهر)) است و اوست جنب خدا و نقس خدا و دست راست خداى عزوجل. بعد پيامبر(ص) به اين دو آيه شريفه استشهاد كرد قول خداوند:
((خداوند شما را از نفس خود بيم مى دهد)) و قول خداوند: ((بل دستان او بازند, هر جور كه بخواهد , انفاق مى كند))(11).
شرح و توضيح مراد احاديث
در واقع ائمه اطهار(عليهم السلام) نوروز را به روزى كه خداوند در آن معبود و مسجود شده و دين و امر خداوند در آن ظاهر و غالب شده, تفسير كرده اند.