تبليغاتX
بفرما تو دم در بده!

«تسهیلات بانکی مانند رگ در خون جامعه جریان دارد» ( گوشه ای از سوتیات احمدی نژاد)

خودتان قضاوت کنید.

احمدی نژاد در مناظره با رضایی حرف های جالب و البته خنده داری زد . در اینجا به بیان برخی از این حرف ها می پردازیم .

 1 - ابتدا گفت که همه دارند دولت را تخریب می کنند. به من توهین می کنند. در پاسخ باید گفت :

آقای احمدی نژاد پیامک های تخریب و سی دی هایی که به هر 3 نامزد دیگر اهانت می کنند و شما را علامه ی دهر می دانند از طرف چه کسی است؟؟؟

 2- نکته ی جالب دیگر این است که او بیان می کند: « چرا ما باید به خاطر یک شایعه ی حمله به ایران مردم و نیروهای نظامی را بترسانیم!!!

در پاسخ به این ادعای احمقانه باید گفت که اولا : حمله ی آمریکا به ایران یک شایعه نبود و توسط بوش اعلام شده بود . ثانیا: اگر قرار باشد مملکت به این حرف ها و تهدیدها عمل نکند و به خاطر نا امید نشدن مردم و نیروهای نظامی آنان را آماده نکنیم که هر لحظه باید منتظر حمله بود. ثالثا : آمادگی برای دفع تجاوز بیگانه شرط بقای نظام است و در رابطه با قضیه ی بالا این فرمان رهبری بوده که مردم و نیروهای نظامی باید آماده باشند . نه اینکه به خاطر اینکه مردم نترسند آنان را آماده نکنیم .

حرف های احمدی نژاد در رابطه با این نکته نقض صریح و آشکار سخن رهبری و آیه ی قرآن است:

« و اعدوا لکم ما استطعتم من قوة و رباط الخیل ترهبون به عدو الله و عدوکم»

بله این که او با این حرف کاملا با مواضع رهبری مخالفت کرده کاملا مشهود است . جالب اینجاست که همه ی حرف ها و سخنان خود را منسوب به رهبری می دانند !!!

این در حالی است که طبق اطلاعات موثق دفتر رهبری بارها و بارها و بارها حمایت از چنین فردی را تکذیب کرده است .

3 – نکته دیگری که نه فقط در این منظره بلکه در دو منظره ی دیگر نیز به چشم می خورد خود محوری اوست . اینکه ما فریب کاری و دروغ کاری و آمار پردازی خودمان را صحیح بدانیم و تمامی صحبت ها و آمار دیگران را پوچ و واهی بدانیم درست است ؟ فکر می کنم مردم خود از وضعیت جامعه خبر دارند و با تمام وجود خود درک می کنند که چه کسی راست می گوید . باتوجه داشت اینکه کسی آمار و اطلاعات دیگران را غلط و ناقص می داند نشانه ی جهل و ناقص بودن اطلاعات خودش است . باید به این حدیث از امام باقر (ع) هم توجه کرد :

« خود پسندی انسان را از یاد گرفتن باز می دارد . » وقطعا همین خود پسندی است که باعث می شود:1- حرف های دیگران را قبول نکنیم .2- خود و اطلاعات خود را برتر و کاملتر لز دیگران بدانیم.3- برای گریز از قانون مندی و مشورت با دیگران سازمان مدیریت و تمامی شورا ها تعطیل کنیم . و ...

4- باید توجه داشت که خیلی زشت است که همواره سعی کنیم برای دیگران حرف درست کنیم تا آنان را نزد میلیون ها آدم خراب کنیم . بله صحبت از حرف گذاشتن در دهان دیگرا ن است . وقتی رضایی می گوید که ما در فرماندهی کشور عملا کل کشور را اداره می کردیم احمدی نژاد سریعا او را متهم می کند به این که او گفته تمام برنامه هاای اقتصادی و سیاسی با رضایی بوده است . البته هدف او کاملا از این کار مشخص است است . میخواهد به زور به همه بفهماند که زمان جنگ همه چیز بد بوده است . البته این هم نشانه ی نادانی اوست که اقتصاد امروز را با اقتصاد زمان جنگ مقایسه می کند و بدون در نظر گرفتن واقعیات اعلام می کند که فقط 14 درصد بودجه ی کشور صرف جنگ می شده است . در صورتی که رقم واقعی 70 درصد است . فکر هم نمی کند که ممکن است یک آدم آگاه حرف او را نقض کند و پی به دروغ او ببرد . همه ی اینها اگردر جهت تخریب دیگری و اینکه به مردم به دروغ القا کنیم که دیگران بدند نیست پس در چه جهتی است ؟ بهتر است به جای متهم کردن دیگران کمی خودمان رامتهم کنیم .

بگذریم . اینها گوشه ای از حرف هایی است که کم کم دارد بر مردم آشکار می شود والبته باز هم باید همان حرفی را که در مقاله ی قبلی زدم بگویم که این صحبت ها فقط در جهت آگاهی انسان هایی است که می فهمند نه آنان که با تعصب و سطحی نگری سعی در انکار حقایق دارند .  «ان شر الدواب عند الله الذین صمٌ بکم عم فهم لا یعقلون »

+ نوشته شده توسط h در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388 و ساعت 10:12 |
                                                  

<< دروغ بزرگان مردم را به گمراهی می کشد . >> (گوشه ای از بیانات اخیر آیت الله صانعی)

گویند صداقت همیشه بهترین راه برای بیان حقایق است . اما وقتی آمار ارقام به طرز محسوسی در آستانه انتخابات تغییر می کنند نام دیگری جز فریب نمی توان بر آن نهاد .

بگذارید برگردیم به حدوداً دو هفته قبل . زمانی که احمدی نژاد ( رئیس جمهور مردمی !) در اولین نطق تبلیغاتی خویش به بیان آمار و ارقام کاذب می پردازد . مثلا نرخ بیکاری را عددی تک رقمی اعلام می کند . در حالی که نرخ بیکاری هر فصل توسط دولت اعلام می شود و در حدود 4 سال از 12 درصد پایین تر نیامده است . آنوقت چطور می شود ظرف چند ماه تقریبا به نصف کاهش یابد ؟ احمدی نژاد در گفتگوی ویژه خبری در شبکه 2 بیان می کند که تورم فقط 15 درصد است! وقتی که کروبی در مناظره با وی می گوید که بانک مرکزی تورم را 25 درصد اعلام کرده احمدی نژاد حرف او را تایید می کند و می گوید که  15 درصد را هم بانک مرکزی اعلام کرده است . خیلی جالب است اگر قرار بود که هر3 ماه تورم 10 درصد کاهش یابد الان تورم باید تورم به منفی 140 درصد می رسید !!!     . احمدی نژاد در مناظره با موسوی او را به خرج های تبلیغاتی زیاد محکوم می کند . همچنین در مناظره با کروبی اعلام می کند که من ریالی برای تبلیغات خرج نکردم  پاسخ با خود شما. خرج این همه تبلیغات از کجا آمده است ؟ بدون پرداخت ریال می توان تبلیغات و تخریبات کرد؟

به آن آقایی که دیگران را به خرج های میلیاردی محکوم میکند باید  گفت : « بهتر نیست کمی به اطراف خودتان نگاه کنید تا معلوم شود بنرها و تابلوهای تبلیغاتی چه کسی بیشتر است ؟  اگر 3 کاندیدای دیگر از اول خرداد 88 تبلیغات خود را شروع کردند شما با در دست داشتن صدا و سیما از مرداد ماه 84 تبلیغات را شروع کردید . بهتر است به جای اینکه دیگران را به دزدی از بیت المال محکوم کنید کمی به خود بیایید ببینید خرج این همه تبلیغات را از کجا آورده اید »

فکر می کنم اندکی با مردم صادق بودن به نفع همه است . فردی که راحت تمامی سازندگی های 26 سال گذشته را هیچ می پندارد و با خودپسندی ادعا می کند که فقط  در 4 سال گذشته کار انجام شده شایسته ریاست بر مردم است ؟ شما قضاوت کنید آیا درست است که ما هنگام شنیدن عقیده دیگران پوزخند بزنیم اظهار دلسوزی کنیم و دیگران را نادان بدانیم و همه ی حرفها و برنامه های تبلیغاتی دیگران را سیاه بازی و فریب مردم بدانیم ؟ اطلاعات خود را درست و کامل بدانیم و برای طفره از جواب دیگران یک سوال را چندین بار مطرح کنیم ؟ درست است خودمان بدترین تهمت ها و زشت ترین صفات را برای رقیبان خود در پیامک های مختلف به کاربریم آنوقت زمانی که روزنامه های  مختلف که از مدتها قبل ( نه فقط در رقابتهای انتخاباتی )  به وضع اقتصادی و فرهنگی اعتراض می کنند آن را تهمت و افترا بدانیم . آیا درست  است وقتی پاسخی برای گفتن نداریم با حرف های مسخره و سوالات تکراری سوال دیگران را با سوال پاسخ دهیم؟ البته فکر می کنم با وجود شرایط موجود تا حدودی مردم پی به حقایق برده باشند . آنهایی هم که حقیقت را نمی بینند و به راحتی همه  چیز را خوب و مطلوب می بینند باید بدانند همه به خاطر عقاید خود در برابر حق پاسخگو خواهند بود. البته روی سخن من بیشتر با آدم هایی است که به دنبال حقیقت هستند . وگرنه آدم های تعصبی ارزش بحث کردن ندارند .

اینها گوشه ای از اوضاع جامعه و مردم فریبی های متعدد است . هرچند عده ای آن را تخریب  می دانند . عده ای که سر در لاک خویش فرو برده و از وضع جامعه بی خبرند . انتظاری هم از آنان نمیرود . فکر می کنند هر کس در ابتدای سخنانش اللهم عجل لولیک الفرج گفت حتما  ارتباطات خفیه با امام عصر (عج) دارد و از طرف او برای نجات میهن آمده است .

بیایید به دور از تعصب فکر کنیم . کورکورانه و بی منطق حمایت نکنیم .

+ نوشته شده توسط h در دوشنبه هجدهم خرداد 1388 و ساعت 11:33 |

توصيه‌هاي وزارت بهداشت به روزه‌داران

حلول ماه مبارک رمضان ، ماه میهمانی خدا را به همه شما دوستان گلم تبریک عرض می کنم و از همگی التماس دعا دارم.

نماز و روزه اتان تا این لحظه قبول باشه.... بد نیست توجهی به توصیه های وزارت بهداشت داشته باشیم تا این یک ماه را با سلامتی به پایان ببریم....

متن این اطلاعیه بدین شرح است:

در آستانه حلول ماه مبارك رمضان و تغيير در عادات غذايي روزه‌داران، پيروي از يك برنامه غذايي صحيح از اهميت ويژه‌اي برخوردار است تا هم بتوان عادات غذايي غلط را اصلاح كرد و هم از بركات معنوي اين ماه بهره برد؛ لذا توصيه مي‌شود:

روزه‌داران از سه وعده غذايي افطار، شام و سحري استفاده كنند. ابتدا با چاي، آب جوش يا شيرگرم و خرما يا كشمش روزه خود را باز كرده و سپس از غذاهايي مانند نان و پنير و گردو، فرني، شير برنج، شامي و انواع كوكو استفاده كنند.

در وعده شام از مصرف غذاهاي سنگين خودداري كرده و با فاصله 2 ساعت بعد از افطار غذاهايي مانند سوپ، آش سبك، خوراك سبزيجات با كمي نان سبوس‌دار همراه لبنيات يا سالاد مصرف كنند.

وعده سحري بهتر است حاوي پروتئين مانند گوشت، مرغ، ماهي، شير و حبوبات با حداقل مقدار روغن و چربي باشد.

به‌ روزه‌داران عزيز توصيه مي‌شود بلافاصله بعد از اتمام سحري از نوشيدن چاي اجتناب كنند.

توصيه مي‌شود كه در وعده‌هاي سحري و افطاري از پرخوري، مصرف غذاهاي چرب و سرخ كردني و غذاهاي حاوي مقادير زياد قندهاي ساده مثل قند، شكر، زولبيا و باميه پرهيز شود.

بنابر توصيه‌هاي اين وزارتخانه ضروري است در صورت استفاده از سبزيجات به صورت خام و ميوه حتماً مراحل سالم‌سازي شامل: شستشوي نهايي رعايت شود.

هرگز مواد غذايي طبخ و آماده شده را در دماي محيط، بيش از دو ساعت نگهداري نكنيد و تهيه مواد غذايي براي سحر در منزل و يا مساجد ترجيحاً در هنگام سحري تهيه و به صورت گرم مصرف شود، در غير اينصورت مواد غذايي پخته شده روي شمعك اجاق نگهداري تا حرارت آن حفظ شود و يا در دماي كمتر از 4 درجه سانتي‌گراد يعني طبقه زيرين جايخي يخچالهاي معمولي نگهداري و قبل از مصرف كاملاً داغ شود.

در اين اطلاعيه به سالمندان توصيه شده است در صورتي كه روزه مي‌گيرند در سه وعده سحري، افطار و شام از مايعات مختلف به ميزان حداقل 10 ليوان استفاده كنند. مصرف ميوه رنده شده، لبنيات خصوصاً شير كم چرب، استفاده از انواع سوپ‌ها و آش‌ها در افطار و سحر و نوشيدن چاي كم رنگ براي آنها مفيد است و مي‌تواند تعادل آب و املاح را برقرار كند.

وزارت بهداشت همچنين به روزه‌داران توصيه كرد از خريد مواد غذايي آماده مصرف از قبيل زولبيا و باميه، حليم، نان و شيريني سنتي، كله پاچه، دل و جگر، بستني، شربت آلبالو و زرشك از دستفروشان و دوره‌گردان خودداري كنند و در هنگام خريد مواد غذايي بسته‌‌بندي شده به مجوز وزارت بهداشت، تاريخ توليد، انقضا و نشاني دقيق كارخانه توليدكننده و سالم بودن بسته توجه كنند.

+ نوشته شده توسط m در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 و ساعت 12:0 |

سوسیس و کالباس نخورید

بنیاد جهانی تحقیقات سرطان اعلام کرد خوردن روزانه 150 گرم گوشت فراوری شده مانند سوسیس و کالباس خطر ابتلا به سرطان روده را 63 درصد افزایش می دهد.

به گزارش واحد مرکزی خبر، علاوه براین مصرف غذاهای پرکالری و سرخ شده خطر چاقی را نیز در بر دارد که این هم خطر بروز یک سری دیگر از سرطانها را در بر دارد. بر اساس تحقیقات این بنیاد، تخم مرغ نیمرو، سوسیس و قارچ که صبحانه انگلیسی هاست، حدود 700 کالری دارد.

150گرم گوشت فراوری شده معادل دو عدد سوسیس و یا سه برش کالباس است.

به گزارش این مرکز خطر بروز سرطان براثر مصرف این نوع گوشت جدی است و مردم باید در خوردن آن امساک کنند.

در این حال آمارها نشان میدهد که در انگلیس در سال گذشته مصرف سوسیس و کالباس پنج درصد افزایش داشته است.

متخصصان بهداشتی میگویند با ورزش مرتب و رعایت یک رژیم غذایی مناسب میتوان یک سوم موارد ابتلا به سرطان را کاهش داد.

 

+ نوشته شده توسط m در پنجشنبه هفتم شهریور 1387 و ساعت 13:17 |

چرا نمی توان نماز را به فارسی خواند؟

 

 

 

دکتر محمد جواد شریعت

 

روزی ما را به نزد یکی از روحانیون آن زمان بردند و آن فرد روحانی وقتی فهمید ما به زبان فارسی نماز می‏خوانیم به طرز اهانت‏ آمیزی، ما را کافر و نجس خواند و این عمل او ما را در کارمان راسخ‏تر و مصرتر ساخت.

 

 

حکیم فرزانه، فقیه بزرگوار و معلم اخلاق حضرت آیت ‏الله العظمی حاج‏ آقا رحیم ارباب از علمای بزرگ اصفهان و استادی مسلم در تمام علوم اسلامی متداول از جمله حکمت، ادبیات، تفسیر، کلام، هیئت، ریاضی و فقه و اصول بود. آن بزرگوار علاوه بر دانش سرشار، فردی عارف، پرکار، مؤدب، متواضع و در مجموع الگو و نمونه‏ای از یک انسان کامل بوده، همواره رفتار و برخوردهای ایشان با مردم زبانزد خاص و عام است.

 

سال یکهزار و سیصد و سی و دو شمسی بود. من و عده‏ ای از جوانان پرشور آن روزگار پس از تبادل ‏نظر و بحث و مشاجره به این نتیجه رسیده بودیم که چه دلیلی دارد که ما نماز را به عربی بخوانیم؟ چرا نماز را به زبان فارسی نخوانیم؟ و عاقبت تصمیم گرفتیم که نماز را به فارسی بخوانیم و همین‏کار را هم کردیم.

 

والدین، کم‏کم از این موضوع آگاهی یافتند و به فکر چاره افتادند. آنها هم پس از تبادل‏ نظر با یکدیگر تصمیم گرفتند که اول خودشان با نصیحت کردن ما را از این کار باز دارند و اگر مؤثر نبود راه دیگری برگزینند، چون پند دادن آنها مؤثر نیفتاد روزی ما را به نزد یکی از روحانیون آن زمان بردند و آن فرد روحانی وقتی فهمید ما به زبان فارسی نماز می‏خوانیم به طرز اهانت‏ آمیزی، ما را کافر و نجس خواند و این عمل او ما را در کارمان راسخ‏تر و مصرتر ساخت.

 

عاقبت یکی از پدران، آنها را یعنی والدین دیگر افراد را به این فکر انداخت که ما را به محضر حضرت آیت‏ الله حاج ‏آقا رحیم ارباب ببرند و این فکر مورد تأیید قرار گرفت و روزی آنها نزد حضرت ایشان می‏روند و موضوع را با ایشان درمیان می‏گذارند و ایشان دستور می‏دهند که در وقت معینی ما را به خدمت آقای ارباب راهنمائی کنند.

 

در روز موعود ما را که تقریباً پانزده نفر می‏شدیم به محضر مبارک ایشان بردند. در همان لحظه اول چهره نورانی و لبان خندان ایشان ما را مجذوب خود ساخت و آن بزرگمرد را غیر از دیگران یافتیم و دانستیم که اکنون با شخصیتی استثنایی مواجه هستیم.

 

ایشان در آغاز دستور پذیرایی از همه ما را صادر فرمودند، سپس رو به والدین ما کردند و فرمودند شما که نماز را به فارسی نمی‏خوانید فعلاً تشریف ببرید و ما را با فرزندانتان تنها بگذارید. وقتی آنها رفتند حضرت آیت‏ الله ارباب رو به ما کردند و فرمودند بهتر است شما یکی‏یکی خودتان را به من معرفی کنید و هر کدام بگوئید که در چه سطح تحصیلی هستید و در چه رشته‏ ای درس می‏خوانید.

 

پس از آن که امر ایشان را اطاعت کردیم، به تناسب رشته و کلاس هر کدام از ما پرسشهای علمی طرح کردند و از درس هایی از قبیل جبر و مثلثات و فیزیک و شیمی و علوم طبیعی مسائلی پرسیدند که پاسخ اغلب آنها از عهده درس های نیم‏ بندی که ما خوانده بودیم خارج بود، اما هر یک از ما از عهده پاسخ پرسشهای ایشان برنمی‏آمد، با اظهار لطف حضرت ارباب مواجه می‏شد که با لحن پدرانه‏ ای پاسخ درست آن پرسشها را خودشان می‏فرمودند.

 

اکنون ما می‏فهمیم که ایشان با طرح این سئوالات قصد داشتند ما را خلع سلاح کنند و به ما بفهمانند که آن دروس جدیدی را که شما می‏خوانید من بهترش را می‏دانم ولی به آنها مغرور نشده‏ام. پس از اینکه همه ما را خلع سلاح کردند به موضوع اصلی پرداختند و فرمودند: والدین شما نگران شده‏اند که شما نمازتان را به فارسی می‏خوانید، آنها نمی‏دانند که من کسانی را می‏شناسم که، نعوذبالله، اصلاً نماز نمی‏خوانند.

 

شما جوانان پاک اعتقادی هستید که هم اهل دین هستید و هم اهل همت. من در جوانی می‏خواستم مثل شما نماز را به فارسی بخوانم اما مشکلاتی پیش آمد که نتوانستم به این خواسته جامه عمل بپوشم، اکنون شما به خواسته دوران جوانی من لباس عمل پوشانیده‏ اید، آفرین به همت شما. اما من در آن روزگار به اولین مشکلی که برخوردم ترجمه صحیح سوره حمد بود که لابد شما آن مشکل را حل کرده‏اید.

 

اکنون یک نفر از شما که از دیگران بیشر مسلط است به من جواب دهد که بسم ‏الله الرحمن الرحیم را چگونه ترجمه کرده است. یکی از ما به عادت محصلین دستش را بالا گرفت و داوطلب پاسخ به حضرت آیت‏ الله ارباب شد. جناب ایشان با لبخند فرمودند که خوب شد که طرف مباحثه ما یک نفر است، زیرا من از عهده پانزده جوان نیرومند برنمی‏آمدم. بعد رو به آن جوان کردند و فرمودند: خوب بفرمائید که بسم‏ الله را چگونه ترجمه کرده‏اید؟ آن جوان گفت بسم‏ الله الرحمن الرحیم را طبق عادت جاری ترجمه کرده‏ایم: به نام خداوند بخشنده مهربان.

 

حضرت ارباب با لبخندی فرمودند: گمان نکنم که ترجمه درست بسم‏ الله چنین باشد. در مورد «بسم» ترجمه «به ‏نام» عیبی ندارد. اما «الله» قابل ترجمه نیست زیرا اسم عَلَم (=خاص) است برای خدا و اسم عَلَم را نمی‏توان ترجمه کرد. مثلاً اگر اسم کسی «حسن» باشد نمی‏توان به او گفت «زیبا». درست است که ترجمه «حسن» زیباست اما اگر به آقای حسن بگوئیم آقای زیبا حتماً خوشش نمی‏آید. کلمه الله اسم خاص است که مسلمانان بر ذات خداوند متعال اطلاق می‏کنند، همان‏گونه که یهود خدای متعال را «یهوه» و زردشتیان «اهورامزدا» می‏گویند. بنابراین نمی‏توان «الله» را ترجمه کرد، بلکه باید همان لفظ جلاله را به کار برد.

 

خوب «رحمن» را چگونه ترجمه کرده‏ اید؟ رفیق ما پاسخ داد که رحمن را بخشنده معنی کرده‏ایم. حضرت ارباب فرمودند که این ترجمه بد نیست ولی کامل هم نیست زیرا رحمن یکی از صفات خداست که شمول رحمت و بخشندگی او را می‏رساند و این شمول در کلمه بخشنده نیست، یعنی در حقیقت رحمن یعنی خدائی که در این دنیا هم بر مؤمن و هم بر کافر رحم می‏کند و همه را در کنف لطف و بخشندگی خود قرار می‏دهد از جمله آن که نعمت رزق و سلامت جسم و امثال آن عطا می‏فرماید. در هر حال ترجمه بخشنده برای رحمن در حد کمال ترجمه نیست.

 

خوب، رحیم را چطور ترجمه کرده‏ اید؟ رفیق ما جواب داد که رحیم را به «مهربان» ترجمه کرده ‏ایم. حضرت آیت‏ الله ارباب فرمودند: اگر مقصودتان از رحیم من بودم (چون نام مبارک ایشان رحیم بود) بدم نمی‏آمد که اسم مرا به «مهربان» برگردانید؛ اما چون رحیم کلمه‏ ای قرآنی و نام پروردگار است باید آن را غلط معنی نکنیم. باز هم اگر آن را به «بخشاینده» ترجمه کرده بودید راهی به دهی می‏برد، زیرا رحیم یعنی خدایی که در آن دنیا گناهان مؤمنان را عفو می‏کند و صفت «بخشایندگی» تا حدودی این معنی را می‏رساند.

 

بنابر آنچه گفته شد معلوم شد که آنچه در ترجمه «بسم ‏الله» آورده‏اید بد نیست ولی کامل نیست و از جهتی نیز در آن اشتباهاتی هست و من هم در دوران جوانی که چنین قصدی را داشتم به همین مشکلات برخورد کردم و از خواندن نماز به فارسی منصرف شدم، تازه این فقط آیه اول سوره حمد بود اگر به بقیه آیات بپردازیم موضوع خیلی غامض‏تر از این خواهد شد. اما من عقیده دارم شما اگر باز هم به این امر اصرار دارید، دست از نماز خواندن به فارسی بر ندارید، زیرا خواندنش بهتر از نخواندن نماز به‏ طور کلی است.

 

در اینجا، همگی شرمنده و منفعل و شکست‏ خورده به حال عجز و التماس از حضرت ایشان عذرخواهی می‏کردیم و قول می‏دادیم که دیگر نمازمان را به فارسی نخوانیم و نمازهای گذشته را نیز اعاده کنیم، اما ایشان می‏فرمودند که من نگفتم نماز به عربی بخوانید، هرطور دلتان می‏خواهد نماز بخوانید، من فقط مشکلات این کار را برای شما شرح دادم.

 

ولی ما همه عاجزانه از پیشگاه ایشان طلب بخشایش می‏کردیم و از کار خود اظهار پشیمانی می‏نمودیم. حضرت آیت‏ الله ارباب با تعارف میوه و شیرینی مجلس را به پایان بردند و ما همگی دست مبارک ایشان را بوسیدیم و در حالیکه ایشان تا دم در ما را بدرقه می‏کردند از ایشان خداحافظی کردیم و در دل به عظمت شخصیت ایشان آفرین می‏گفتیم و خوشحال بودیم که افتخاری چنین نصیب ما شد که با چنین شخصیتی ملاقات کنیم. نمازها را اعاده کردیم و دست از کار جاهلانه خود برداشتیم بنده از آن به بعد گاه گاهی به حضور آن جناب می‏رسیدم و از خرمن علم و فضیلت ایشان خوشه ‏ها برمی‏چیدم.

 

وقتی در دوره دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران به تحصیل مشغول بودم، گاهی حامل نامه‏ ها و پیغامهای استاد فقید، مرحوم بدیع‏ الزمان فروزانفر برای ایشان می‏شدم و پاسخهای کتبی و شفاهی حضرت آیت ‏الله را برای آن استاد فقید می‏بردم و این خود افتخاری برای بنده بود.

 

گاهی نیز ورقه‏ های استفتائی که به محضر آن حضرت رسیده بود روی هم انباشته می‏شد و آن جناب دستور می‏دادند که آنها را بخوانم و پاسخ آنها را طبق نظر آن حضرت بنویسم و پس از خواندن پاسخ اگر اشتباهی نداشت آن را مهر می‏کردند که در این مرحله با بزرگواریهای زیاد از سوی آن حضرت مواجه شدم که اکنون مجال بیان آنها فراهم نیست. خدایش بیامرزد و او را غریق دریای رحمت خویش کند. «انّه کریمٌ رحیم».

 

منبع: سرزمین آرزوها

+ نوشته شده توسط m در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 و ساعت 12:13 |